محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

163

آثار عجم ( فارسى )

( سطح عرصهء مسجد با صفّه‌هاى چهارگانه ، به شكلى است كه در حاشيه كشيده شده ) « 1 » . در صنعت استادش ، اين تعريف بس است كه تمام آن معبد را از سقف تا ديوار [ 98 f ] و زمين و دالان و اطاقها را همه يك پارچه ساخته و سنگ از خارج ؛ و گچ در آن به كار نبرده ؛ مگر اينكه بعض از جاها كه اشكافى داشته يا اينكه ناقص بوده ، قطعه سنگى به اندازهء شكاف تراشيده و در آن فرو برده و اطراف ديوار و سقف آن معبد را با سنباده « 2 » چنان هموار نموده كه صورت در آن هويداست . پيمايش عرصهء مسجد : از علامت هر ( و ) تا ( و ) ديگر كه در نقشه مرقوم است ، 4 ذرع و يك چارك است . طول هر يك از آن چهار شاه‌نشين ، شش ذرع و عرض هر يك از آنها ، از 4 ذرع يك چار يك كمتر است ؛ امّا ارتفاع درب اوّل كه رو به صحراست - يعنى از علامت ( ص ) تا ( ص ) ديگر - 5 ذرع و ارتفاع درى كه داخل دالان است - يعنى از علامت ( ح ) تا ( ح ) ديگر - 4 ذرع مىباشد . و سقف ميان مسجد را ، سوراخ كرده‌اند بطوريكه آسمان پيدا است و در وسط آن مسجد ، محاذى سوراخ سقف ، حوضى است نيز مربّع ؛ ولى عمق چندانى ندارد . ظاهرا اين حوض براى اين است كه هر گاه باران از سقف باريده شود ، در آن حوض جمع گردد ؛ و از كنار حوض ، جدول باريكى بريده‌اند تا بيرون مسجد ، براى اينكه زيادتى آب از آنجا به صحرا رود . در يكى از آن چهار صفّه - يعنى آنكه در سمت قبله است - محرابى قرار داده‌اند و پيش از اين گفتيم كه اين محراب را اتابكان فارس قرار داده‌اند و بر اطراف آن محراب ، خطوطى نقش شده ، بعض از اسماء اللّه و غيره ؛ ولى درست خوانده نمىشود ؛ زيرا كه ريزش نموده و محو گشته . اين كلمه خوانده مىشود : ( ناصر لد ) ؛ همچنين اين كلمه :

--> ( 1 ) . سطح عرصهء مسجد به اين شكل است : اسكن ( 2 ) . به ضمّ اول و سكون ثانى و فتح پنجم ، سنگى است كه بدان شمشير و كارد و امثال آن را تيز كنند و حكّاكان ، نگين را بدان بتراشند و جلا دهند ؛ و سنبادج معرّب آن است . گويند مأخذ اين لغت ، سنبيدن مىباشد كه به معنى سوراخ كردن است .