محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

162

آثار عجم ( فارسى )

[ مسجد سنگى ] [ 97 f ] مسجد سنگى نيز از جملهء آثار قديمهء غريبهء دارابجرد است . اين مسجد و معبد ، در همان كوهى است كه نقش داراب مذكور ، در آن است كه آن را كوه پهنا مىگويند ؛ ولى در موضع ديگر از آن كوه است . بعبارة اخرى ، نقش داراب در سمت قبلهء آن كوه اتّفاق افتاده و مسجد سنگى در سمت جنوب آن واقع است . از قصبهء حاليه تا اين مسجد ، يك فرسخ است . ( بيان مسجد سنگى چنين است كه ) در جوف كوه ، مكانى ساخته‌اند ؛ يعنى كوه را بريده و نقب « 1 » زده‌اند - به وصفى كه بعد از اين مذكور خواهد شد - و آن را معبد قرار داده‌اند . از بعضى استماع شد كه آن را دختر داراب شاه « 2 » ساخته ؛ - اللّه اعلم - . به هر حال آنجا معبد آتش‌پرستى بوده ؛ پس از قرنها ، اتابكان فارس « 3 » آن را مرمّت نموده و محرابى بر آن افزوده و بعض خطوط بر احجارش نقش كرده ، آن را مسجد مسلمانان قرار داده‌اند ؛ لهذا موسوم به مسجد سنگى شده [ است ] . وضع آن مسجد : ابتدا درى است كه داخل مىشوند ؛ آنجا كرياسى است در طرف دست راست و طرف دست چپ آن كرياس ، طاق است . عرصه و فضاى هر طاقى ، 4 ذرع در چهار ذرع است . از كرياس كه مىگذرند ، داخل معبد مىشوند و آنجا ايوانى است مرتفع و فضايى است وسيع . در چهار سمت آن فضا - يعنى در طرف دست راست و دست چپ و در طرف جلو و عقب - چهار صفّه « 4 » است به طور شاه‌نشين كه نيز كوه را بريده‌اند و در هر دو طرف ، از هر يك از آن 4 شاه‌نشين ، دو درب اطاق است كه از آن درها داخل مىشوند . در اطاقهاى ديگر ؛ كه در حقيقت 16 اطاق در همهء اطراف آن معبد است و بعض از آن اطاقها در يكديگر راه دارند .

--> ( 1 ) . به فتح اوّل و سكون ثانى ، سوراخ كردن در و ديوار و راه از كوه ؛ و به ضمّ اوّل نيز آمده است . ( 2 ) . وقتى از شخص مورّخى شنيدم نامش نابغه بوده ؛ ولى در جايى نديدم كه نوشته باشند . ( 3 ) . از اولاد « سلغر » يا « سنقر » نامى بوده‌اند ، بنابر اختلاف روايات ؛ به هر حال به خراسان آمده ، چندى به خدمت سلجوقيان بوده‌اند ؛ بعض از آنها به جانب فارس آمده ، رفته رفته پادشاهى يافتند و آنها ده تن بوده‌اند كه در تاريخ مسطور است . ( 4 ) . به ضمّ ، در لغت به معنى جلوى دالان و خرّه است يا به اصطلاح اهل اين زمان ، جايى است كه فى الجمله از زمين مرتفع باشد كه آن را مهتابى و ماهتابى نيز گويند .