محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

84

آثار عجم ( فارسى )

نباشد كه : لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ « 1 » » . و اين طايفه نيز تعدّد دارند كه در بعض مسائل اختلاف در ميان آنهاست . بالجمله ، اين دو فرقه - يعنى اشاعره و معتزله - با يكديگر مناظرات و مناقشات دارند ؛ از جمله ، اشاعره ، صفات حق را زائد قديم دانند و معتزله قائلند كه صفات واجب تعالى ، عين ذات اوست ؛ چنان كه مذهب اكثر متألّهين از حكما و اماميّه نيز ، همين است . و از جمله اشاعره گويند : « در حسن و قبح اشياء عقل حاكم نيست و اگر شرع نبود ، عقل را حكم به حسنى و قبحى نبودى » . و معتزله گويند : « عقل در حسن و قبح اشياء حاكم است ؛ نهايت ، شرع كاشف و مبيّن از براى حسن و قبح است » . اين مسأله با مسائل بسيار از اين قبيل ، به بسطى تمام در شرح تجريد « 2 » و ديگر كتب حكما و متكلّمين مسطور است . لطيفه ايضا در [ 25 f ] شرح تجريد است كه : قاضى عبد الجبّار معتزلى داخل شد در خانهء صاحب بن عبّاد « 3 » ، استاد ابو اسحق اسفراينى « 4 » آنجا بود . قاضى گفت : سبحان من تنزّه الفحشاء « 5 » . [ و ] ابو اسحق فورا گفت : سبحان من لا يجرى فى ملكه الّا ما يشاء « 6 » . *

--> ( 1 ) . يعنى ادراك نمىكند خداى تعالى را چشمها و خداى تعالى در مىيابد چشمها را . و اوست مهربان و نرمىكننده و آگاه . و در تفسير است كه مراد از ابصار ، چشم قلب است و به معنى اوهام نيز تفسير شده [ است ] . ( 2 ) . متن آن مسمّى به تجريد العقايد از خواجه نصير الدّين طوسى است و شروح بسيار بر آن نوشته‌اند ؛ از جمله شرحى [ كه ] فاضل قوشجى نوشته و مقصود ما در اينجا ، همان است . ( 3 ) . اسمش اسمعيل بوده ؛ وزير فخر الدّوله ديلمى بوده و عبّاد بر وزن شدّاد است . ( 4 ) . مخفّف و معرّب اسفرائين است و آن قصبه‌اى است از توابع نيشابور . ( 5 ) . يعنى به پاكى ياد مىكنم و تسبيح مىگويم خدا را ؛ تسبيح كردنى كه دور است از بديها . اشاره به اين نمود كه افعال بد و شرور ، از خدا نيست و بندگان ، مختار در افعال خود هستند . ( 6 ) . تسبيح مىگويم خدا را ؛ تسبيح كردنى كه به وقوع نمىآيد امرى در ملك او ؛ مگر آنچه كه او بخواهد . اشاره به اين نمود كه افعال بندگان ، همه از خداى تعالى است .