محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
85
آثار عجم ( فارسى )
قدوة الحكماء المتألّهين : حاجى ملا هادى سبزوارى « 1 » نيز اين حكايت را در اسرار الحكم آورده ؛ ديگران هم نوشتهاند . چون بيانى از اين دو مذهب نموده آمد ، مىگوئيم كه در مسأله جبر و اختيار ، مذهبى ديگر است كه اماميّه و اكثر حكما بر آن طريقه رفتهاند و آن مذهب اين است كه پس از ابطال مذهبين مذكورين ، متمسّك به قول ائمهء هدى شده كه فرمودهاند : لا جبر و لا تفويض ، بل امر بين الامرين . خلاصهء تحقيق در مسأله اين است كه گويند : « فعل بنده ، مخلوق بنده است بيواسطه و مخلوق خداست بواسطه » . و خاتم الحكماء ، خواجه نصير الدّين را در معنى امر بين الامرين ، رسالهاى است . و حكيم سبزوارى - قدّس اللّه سرّه - نيز در اسرار الحكم ، بياناتى در امر بين الامرين فرموده ، به شرح و بسطى تمام ؛ و ديگران نيز تحقيقاتى دارند مبسوط و مشروح و مفصّل . همانا كه تمام ، خوشهچينى از خرمن كلام معجز نظام امير المؤمنين - عليه السّلام - اند كه فرموده : لا تقولوا و كّلهم اللّه على انفسهم فتوهنوه و لا تقولوا اجبرهم على المعاصى فنظلموه و لكن قولوا الخير بتوفيق اللّه و الشّر بخذلان اللّه « 2 » و كلّ سابق فى علم اللّه . يعنى نگوئيد خداوند واگذاشت مردم را به اختيار خودشان - [ چنان كه مذهب معتزّله است ] - تا توهين قدرت و احاطت و التفات خداى تعالى را كرده باشيد و همچنين نگوئيد خداوند اختيار را از مردم باز گرفت و بر معاصى مجبور داشت - [ چنان كه مذهب اشعريّه مىباشد ] - تا خداى را به ظلم و ستم نسبت كرده باشيد ؛ لكن بگوئيد خير به توفيق خداست و شر به ترك يارى خداست . خلاصهء مطلب اين است كه حق تعالى ، بندگان را به كارهاى [ 53 f ] نيكو امر فرمود و مختار داشت و از كارهاى بد نهى نمود و مجبور نساخت . و حكيم مذكور - قدّس سرّه - طايفهء مفوّضه را « اعور فاقد العين اليمنى » « 3 » و طايفهء جبرّيه را « فاقد العين اليسرى » « 4 » و فرقه سيّم را « ذو العينين » « 5 » گفته [ است . ] .
--> ( 1 ) . در سنهء 1212 متولد شد و در سنهء 1290 ، در سبزوار وفات يافت . ( 2 ) . خذلان از خداى تعالى . اين است كه چون بنده خواهد معصيت كند ، خداى تعالى او را نصرت نمىكند و ترك يارى در آن معصيت را مىنمايد و بنده را در آن معصيت ، به خود وامىگذرد ، زيرا كه بنده را نهى از معصيت فرموده بوده [ است ] . ( 3 ) . يعنى يك چشمى كه چشم راست او كور باشد . ( 4 ) . يعنى آنكه چشم چپ او كور باشد . ( 5 ) . صاحب دو چشم .