محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
70
آثار عجم ( فارسى )
قباد ، نوشيروان او را كشت ؛ ابوزرجمهر در قتل آن ساعى شد . و در زمان ابوزرجمهر ، شطرنج « 1 » را از مملكت هندوستان به ايران آوردند و در حضرت كسرى « 2 » ، ابوزرجمهر به آن بازى - بىآنكه كسى به وى بياموزد - پى برد و با آورندهء آن ، بازى كرده ، او را مات « 3 » ساخت و در برابر شطرنج ، نرد « 4 » را اختراع كرد و به هندوستان فرستاد . حكيمان آنجا ، ره به بازى نرد نبردند . اين مطالب را مفصّلا و مشروحا ، فقير در كتابى از مؤلفات خود - كه مسمّى به شطرنجيّه است - ذكر نمودهام [ 43 f ] . نسخهء آن كتاب بسيار و منتشر است ؛ هر كه خواهد ، رجوع به آن كند . بالجمله ، روز بروز جلالت و قدر بوزرجمهر به حضرت نوشيروان ، در ازدياد بود تا اينكه كوكب بختش را نوبت افول « 5 » رسيده ، به اتّهامى انوشيروان بر آن حكيم خشم گرفته ، او را بكشت . و قصّهء خواب ديدن انوشيروان و تعبير كردن بوزرجمهر به ظهور سرور كائنات محمّد بن عبد الله - صلوات اللّه عليهما - در تواريخ مسطور است ؛ چو [ ن ] كه ولادت تمام سعادت آن حضرت ، در زمان سلطنت انوشيروان بود « 6 » ؛ چنان كه آن حضرت فرموده : ولدت فى زمن الملك العادل : نوشيروان « 7 » . و تفصيل آن خواب را
--> ( 1 ) . به كسر اول ، معرّب سترنگ است و آن بازى معروف است . ( 2 ) . به كسر اول و فتح سيّم ، لقب انوشيروان است و معرّب است كه مذكور شد . ( 3 ) . اصطلاح شطرنجبازان است . مجمل اينكه شطرنج را عرصهاى است كه خانهها دارد هشت در هشت . در يك طرف از آن عرصهء يك شاه و يك وزير و دو فيل ، دو اسب و دو رخ و 8 پياده گذارند و در طرف مقابل نيز در آن عرصه ، مهرههاى ديگر به رنگ ديگر به همان عدد گذارند ؛ آنگاه به طريق جنگ دو لشكر با هم نبرد آورند و يكديگر را كشند و مىخواهند كه شاه يكديگر را مقيد سازند و محاصره بكنند . هر گاه شاهى محاصره گرديد ، آن شاه مات است ؛ پس معنى مات ، مقيد شدن شاه باشد . ( 4 ) . به فتح اول عرصهاى است كه آن را چار قسمت كردهاند . در هر قسمتى شش خانه قرار دادهاند و هر حريفى پانزده مهره دارد كه مجموع 30 عدد مىشود و مهرهها را در آن خانهها قرار مىدهند - بطريقى كه دارند - پس از آن ، كعبتين را كه عبارت از دو جسم مكعب است و در آن نقطههاست ، مىافكنند و به حكم كعبتين ، مهرهها را گردش در خانهها مىدهند . هر كس زودتر مهرهها را سير داده و از عرصه بدر برد ، بازى را برده . ( 5 ) . ناپديد شدن و غايب گرديدن . ( 6 ) . ولادت تمام سعادت رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - روز جمعه هفدهم شهر ربيع الاول ، موافق با 26 نيسان رومى و 17 دى ماه فرس ، بعد از طلوع آفتاب 6163 سال بعد از هبوط آدم ( عليه السّلام ) ؛ كذا فى الناسخ . ( 7 ) . يعنى حضرت فرمود : زائيده شدم در زمان پادشاه دادگر : انوشيروان . [ اين حديث در منابع معتبر