محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

62

آثار عجم ( فارسى )

جاماسب حكيم ( 2 ) شرح حالش را ، قبل از اين در تفصيل سفر خفر مذكور داشتم و گذشت . در اينجا اعادهء آن لازم نيست ؛ به محلّش رجوع كنند ( 2 ) . سقراط [ Socrates ] ] ( 3 ) ابن بيقر سيقوس « 1 » ، از اكابر حكماى يونان است . اصل وى از شهر اسن « 2 » مىباشد كه آن را نيز اثينه « 3 » گويند . و او از شاگردان فيثاغورس ( 4 ) حكيم بود ؛ در حكمت الهى و غيره ، روزگارى مصروف داشته ؛ گويند به شاگردان مىفرمود كه : « علوم را بر دفاتر ثبت ننمائيد بلكه در نفوس مقدّسه به وديعه بگذاريد ؛ زيرا كه علم نيز مقدّس است و محقّقى را كه سينه‌اش جامع مطالب علميّه باشد ، البته مزيّت بر مدرّس كتاب خواهد بود . » و گويند كه چندين هزار شاگرد داشته ؛ با وجود اين ، از جمله خصالش يكى اين بوده كه با جمعيت ، خوش نداشته ؛ غالب ، تنهايى را اختيار مىنموده و از مطعومات و ملبوسات نفيسه ، نصيب و بهره نمىگرفته و در زمان خود ، مردم را از پرستيدن اصنام منع مىكرده ؛ كشيشهاى معابد معاند ، بر او رشك برده ، حكم قتلش را نوشتند ؛ نزد پادشاه آن مملكت فرستادند ؛ پادشاه ، سقراط را طلبيده ، با وى گفت : « طريقه و روش تو در دين ، ما را بر كشتن تو ناچار دارد ؛ مردمان را از بت‌پرستى منع منما و الّا كشته شوى » . سقراط فرمود [ 36 f ] : « مرگ نيست مگر گذشتن از زندان تن و پيوستن به عالم تجرّد ؛ بلكه جامهء كثيف

--> ( 1 ) . به ضم اول ، به يونانى ، به معنى المعتصم بالعدل باشد . ( 2 ) . به فتح اول و كسر ثانى : ولى در بعض از كتب جغرافيا ، « اثنس » نوشته به فتح همزه و كسر ثاء مثلثه و سكون نون و سين در آخر همچنين . ( 3 ) . به همزه و ثاء مثلثه و ياء مثناة تحتانيه و نون و ياء است ؛ ولى بعضى اثينه را به فتح همزه و سكون ياء مثناة تحتانيه و ثاء مثلثه مفتوحه و نون و باء در آخر نوشته ؛ گمان مىرود كه در آنها تصحيف و تقليب و تعريب شده باشد . به هر حال آن شهر ، پايتخت يونان است كه او را مدينة الحكما مىناميدند و الحال چون سابق ، آبادى ندارد .