محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

45

آثار عجم ( فارسى )

هادى راه طريقت ، قدوهء « 1 » اهل وصول * مفخر اهل ادب ، شاخ هنر ، اصل فخار « 2 » قطب چرخ دين ، مه برج كرامت ، آنكه هست * آسمان شرع را بر مركز حملش مدار آنكه باشد هر كلامش را ، بدايع بىشمر * آنكه باشد هر بيانش را ، معانى بيشمار نظم او چون گوهر منضود « 3 » ، يكسر شايگان « 4 » * نثر او ، چون لؤلؤ منظوم ، يكسر شاهوار در اصول و حكمت و تفسير ، مشهور جهان * در نجوم و هيئت و منطق ، شهير روزگار بس دفاتر از تصانيفش كه باشد منتشر « 5 » * بس صحايف از تآليفش كه دارد انتشار ز آن جمل اين نسخهء كامل كه نيك آمد به طبع * بود چون مطبوع طبع مردم كامل عيار در عباراتش نهان صد گنج حكمت پر گهر * از مقالاتش عيان صد بحر معنى بىكنار زيب اوراقش صنايع همچو از انجم ، سپهر * درج الفاظش معانى ، چون لآلى در بحار بنده فرصت ، كزويم تعليم باشد در علوم * وز دل و جانم به حكمش ، بندهء خدمتگزار از خرد چون خواستم تاريخ اين تأليف گفت * « آمد اين شرح مفيد از يمن " داور " يادگار » و چون گاهگاهى به نظم اشعار حكيمانه و ابيات عارفانه و عاشقانه پرداخته و

--> ( 1 ) . مثلثه به معنى پيشواست . ( 2 ) . به فتح اول به معنى نازيدن است . ( 3 ) . بر هم نهاده و به رشته كشيده است . ( 4 ) . به معنى لايق و سزاوار و هر چيز خوب بىعيب است . ( 5 ) . به صيغهء فاعل يعنى پراگنده .