محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

41

آثار عجم ( فارسى )

انجمن را جمع فرموده ، بلكه در انجمن ، خلوت نموده تا اينكه از انحاء « 1 » علوم و مقامات باطنى بقدرى كه خدا خواسته ، حاصل كرده و چون در وطن مألوف ، آن قسم خلوتى كه مىخواسته از برايش ميسّر نمىشده ، لهذا عزم سفر نموده تا خلوتى تمام بدست آورده باشد . از ميان بلاد ، كرمان « 2 » را اختيار كرده كه هم سياحت آنجا را نموده باشد و هم اگر خدا خواسته باشد ، از آنجا مشرّف به ارض اقدس رضوى گردد ؛ پس به سمت كرمان رفته و كرمان ، از مقدمش رسم دار الامان گرفته ؛ در آنجا نيز خلوتى تامّه اختيار نموده و مشغول به اتمام و اكمال رياضات باطنيه گرديده ، تا آنها را به چهل اربعين « 3 » رسانيده ، در ملك جان و شهر روان و مقام روحانى و عالم [ 27 f ] عقلانى ، سير كرده ؛ در زمان اندك ، كرور و دهور پيموده و در آنى ، ادوار و اكوار « 4 » [ را ] طى نموده : مصراع به روزى كند مهر طىّ جهان چندان رياضات شاقّه كشيده كه اگر خداوند عالمش به پاى نداشتى و خالق بنى آدمش باقى نگذاشتى ، بقاياى بدن شريفش بالكلّ متّصل به عناصر چهارگانه شدى و ملك تنش ، تمام فانى گشتى و روح اقدسش رشتهء تعلّق از عالم ناسوت « 5 » گسستى و به ملكوت « 6 » اعلى پيوستى . بالجمله ، پس از سياحت تامّهء اهالى آنجا - از وضيع و شريف و عامى و عالم - به قصد زيارت و آستان بوسى حضرت امام رضا - عليه آلآف التّحيّة و الثّناء - به ارض

--> ( 1 ) . جمع نحو است يعنى طورها و راهها و به معنى اقسام نيز آمده . ( 2 ) . به فتح اول نام شهرى است معروف و مشهور مشتمل بر 18 بلوك و قصبه ؛ گويند : پدر نريمان كه كريمان نام داشته ، آن شهر را بنا كرده ، شال پشمينهء ممتاز در آنجا سازند و آب و هوايش معتدل و مردمانش فقير مشربند . ( 3 ) . چهل « چهل روز » است كه مرتاضان براى ذكر و فكر و طاعت و عبادت ، خلوت گزينند و آن را چلّه نيز گويند . ( 4 ) . جمع كور است به فتح كاف تازى و « اكوار » را با « ادوار » اكثر استعمال كنند . ادوار ، گرديدن كوكبى باشد گرد فلك خويش و « اكوار » باز از سرگرفتن اين دور باشد و ادوار را سير جمالى و اكوار را سير جلالى گويند . ( 5 ) . عالم اجسام و اين جهان است . ( 6 ) . عالم ارواح است و به معنى عالم غيب نيز گفته‌اند .