محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

42

آثار عجم ( فارسى )

اقدس و مشهد مقدّس مشرّف شده ، باز مراجعت به شيراز نموده ، مدّت سه سال لب از سخن گفتن بسته و با هيچكس تكلم نكرده ، الّا به قدر وجوب كه از آن ناچار بوده و در مدّت مذكور ، رشتهء مؤانست را از مردم بريده و به گوشهء انزوا آرميده ، مجذوبانه « 1 » اوقاتى [ را ] مىگذرانيده [ است ] . از ما سوى رميده ، با دوست آرميده * نشنيده و نديده ، بشنيده و بديده و اين اوقات ، اوّل زمانى بود كه اين فقير را شرف ملاقات و خدمتش دست داد ( 30 ) ؛ پس به التماس و اصرار اهل تحصيل ، بناى تدريس را گذارد و از اقسام علوم - از ادبيات و حكمت « 2 » و كلام « 3 » و فقه « 4 » و اصول « 5 » و تفسير « 6 » - مباحثات كرد ؛ و فقير در اكثر از دوره‌هاى درس آن جناب حاضر مىشدم و از شعشعهء ضمير منيرش ، اقتباس انوار كمالات مىنمودم . ( مخلص ) : تا الحين هم در كار است ؛ و ليكن بكلّى ترك معاشرت عامّهء ناس را كرده و در گوشهء انزوا به سر مىبرد ؛ الّا در اوقات پنجگانه ، به اصرار جماعتى كثيره ، به صلوة جماعت در بقعهء حضرت سيّد مير احمد بن موسى الكاظم ، شاه چراغ - عليهما السّلام - قيام مىنمايد و با اين حال ، چقدر صدمات كه از جهّال اهل زمان به وجود مباركش رسيده و مىرسد ؛ مع هذا ، صبر مىفرمايد . اقول لمعشر غلطوا و غضّوا * من الشّيخ الرشّيد و انكروه « 7 » هو ابن رجلا و طّلاع الثّنايا * متى تضع العمامة ، تعرفوه

--> ( 1 ) . مراد كشيده شده به سوى حق است . ( 2 ) . حكمت ، به اصطلاح ، نام علمى است كه در آن بحث مىشود به احوال اشياى موجودات خارجيه ؛ چنان كه در بعض الامر هست به قدر طاقت بشرى . ( 3 ) . كلام ، نام علمى است كه در آن مسائل نقلى را به دلائل عقلى ثابت كنند و اين حكمت اهل شرع است . ( 4 ) . به كسر اول و سكون ثانى ، نام علمى است كه در آن احكام شريعت است . ( 5 ) . مراد اصول فقه است و آن علم به احكام شرعيّهء فرعيّه است از ادلّهء تفصيليّه . ( 6 ) . علمى است كه بحث مىشود در آن از كيفيت نطق به الفاظ قرآن و مدلولات و احكام و معانى آن . ( 7 ) . غضّوا ، به ضاد مشدده يعنى نقصوا ؛ طلّاع از طلوع و الثّنايا ، بالمثلثه و النون و الياء بر وزن سجايا ، جمع ثنيه است به معنى كوه و طلّاع ثنايا كسى است كه علوّ بر امورات عاليه داشته باشد . معنى شعر : يعنى مىگويم به گروهى كه مغالطه كردند و عيب نمودند از شيخ صاحب رشد و انكار كردند او را كه اوست پسر مردى كه امورات عاليه و كارهاى بزرگ را ظاهر ساخته است ؛ هر زمانى كه عمامه بر سر خود بگذارد ، خواهيد شناخت او را .