محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

34

آثار عجم ( فارسى )

حسام الملك ، مولانا آن كلمه را الملّا حسن خواند . در آن حال گفتم : آفرين بر ذوق شما و از كوه سرازير شدم . چندانكه اصرار در توقّفم نمود ، انكار نمودم . ولى همين قدر كلماتى را كه به خطا خوانده بود ، بر صواب خواندم و گفتم چنين است ، نه چنان . تا خواست ملتفت آن خطوط شود ، مسافتى از راه را طى نمودم و تلافى تغيّيرات آن صبح را كه مذكور شد ، نمودم . بالجمله ، آنچه بر آن احجار كه در آن بقعه منقوش است كه بر زمين افتاده و پاره‌اى هنوز به ديوار نصب است ، اين است كه بطور وضوح نوشته مىشود : استعمر طلبا لجزيل الثّواب ، و اتقن بامن ( 15 ) اليم العقاب فى زمن الملك العادل ، المجد الملوك الاسلام ( 16 ) العجم ( 17 ) ، صاحب السيف و العلم ( 18 ) ، غياث الحق و الدنيا كيخسرو زيد معدلته ، حسام الملك الدّماوندى ( 19 ) تقبّل اللّه منه الحسنات و يعف عنه السّيئات ، العمارة منسوبا ( 20 ) الى الحكيم القديم ( 21 ) الحكماء المحققين الخاقانيين ( 22 ) ، الواقع ( 23 ) فى قرية خاى ( 24 ) من ولاية خفر « 1 » . بيش از اين چيزى معلوم نشد و تاريخى هم نداشت ؛ اگر هم داشته ، در احجارى بوده كه از ميان رفته . همين قدر معلوم مىشود كه حسام الملكى از اهل دماوند ، پس از بعث پيغمبر - صلى اللّه عليه و آله - اين بقعه را مرمّت نموده ؛ و الّا محقق است كه اصل بقعه را خود حكيم در حيات خود [ 22 f ] ساخته است ؛ چنان كه اهل سير « 2 » ، اين مطلب را نگاشته‌اند و فقير آنچه از فكر يافتم ، بايد آن حسام الملك ، وزيرى يا حاكمى بوده از جانب غياث الدين كيخسرو كه يكى از جمله سلاطين سلاجقه مىباشد [ كه ] فرمانروايى

--> ( 1 ) . مخفى نيست كه كلمهء حسام الملك در آن عبارت به اصطلاح نحو ، فاعل است از براى استعمر و كلمهء العماره مفعول آن است و كلمات وسط آنها معترضه مىباشد به اصطلاح اهل نحو و غيره ؛ و خلاصهء معنى آن كلمات اين است كه در زمان سلطنت غياث الدين كيخسرو ، حسام الملك دماوندى ، بقعهء جاماسپ حكيم را كه در خفر است ، مرمت نموده [ است ] . ( 2 ) . به كسر اول و فتح ثانى ، در لغت جمع سيرت است به معنى عادت و طريقه و علم تواريخ و احوال گذشتگان .