محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
مقدمهء مصحح 2
آثار عجم ( فارسى )
خوانده است : گر « نصير الدين ثالث » خوانمش ، نبود عجب * گر چه خواهد گفت حاسد : « انّه شىء عجاب » « 1 » و مرحوم شعاع الملك شيرازى نيز در ماده تاريخى كه براى مرگ فرصت ساخته است ، همين عنوان را به وى داده است : سال تاريخش شعاع الملك گفتا * آه از فرصت « نصير الدين سيّم » « 2 » و مظفر الدين شاه قاجار ، او را در فرمانى ، « فرصت الدّوله » خوانده است « 3 » : فرصت الدّوله هر آن جامه كه در وصف تو دوخت * قامت حسن خداداد ترا ، بود قصير « 4 » فرصت ، به لحاظ خط و ربط و هنر شاعرى و صورتگرى ، تأليف و ترجمهء آثارى گرانقدر ، توجه علمى پيشگامانه به تاريخ و فرهنگ و معمارى و موسيقى ايران زمين ، بذل توجه به حكمت و عرفان و علوم ادبى و بالأخره شركت فعال در انقلاب مشروطيت ايران و تأسيس معارف و مدارس جديد و عدليه در فارس ، مقامى شامخ و اعتبارى و الا در فرهنگ و ادب و تحولات اجتماعى ايران در قرون سيزده و چهارده هجرى دارد . مرحوم محمد قدسى - از شعرا و ادباى معاصر وى - اهميت معنوى فرصت را چنين بازگو مىكند : « . . . الحق شخصى بدين مايه كمال و بدين پايه استعداد ، از رجال كهنسال ، در صفحهء روزگار و صفحهء ليل و نهار ، كم شنيده و كمتر ديدهاى : لو لا عجائب صنع الله ما نبتت * تلك الفضائل فى لحم و لا عصب « 5 » » خوشبختانه ، اطلاعات ما دربارهء زندگى و آثار وى ، فراوان و مستند است ؛
--> ( 1 ) . همانجا ، ص 9 . ( 2 ) . ديوان فرصت ، صفحهء « يح » . ( 3 ) . رك : همين مقدمه : « فرصت و مظفر الدين شاه » . ( 4 ) . ديوان فرصت ، زرين قلم ، ص 206 . ( 5 ) . فرصت الدوله شيرازى ، آثار عجم ، چاپ بمبئى ، 1354 ، صفحهء 595 .