محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

4

آثار عجم ( فارسى )

نمايى و به تنميقش « 1 » خامه‌گشايى و آنها را به نقشهء سابقه ضمّ كنى تا كتابى گردد جامع و نسخه‌اى شايع . پس بدين فرمان واجب الاذعان « 2 » ، عزمى جزم كرده ، همّتى گماشتم و قدمى برداشتم . متوكّلا على الله ، به اماكنى كه مذكور خواهد شد ، رفته ، خدمات مرجوعهء خود را به انجام رسانيده ، مراجعت نمودم . چون به محضر انور آن خورشيد سپهر جلال و گوهر درياى كمال آورده ، به الطاف بىمنتها سرافرازم فرمودند و به خلعت گرانبها مفتخرم نمودند . مطالبى كه در عرض راه سفر ، روز به روز ، هنگام برداشتن نقشهء آثار قديمه مىنوشتم و به هر مكانى كه مىرسيدم ، در اوراق متفرقه يادداشت مىنمودم ، آنها را بعينه در اين دفتر جمع‌آورى كرده ، مجموعه‌اى ساختم و آن را موسوم نمودم [ 5 f ] به آثار عجم ( 16 ) . آن مطالب مذكورهء متعلّق به نقشه‌ها را پس از مراجعت از سفر كه خواستم در اين كتاب جمع آورم ، خوش ندانستم كه تغيير و تبديلى در آنها داده ، سخنى زياد يا حرفى كم نمايم چو [ ن ] كه مطلب و مقصد اصلى به پرداختن عبارت از ميان مىرفت ؛ لهذا از صاحبان بصيرت كه ناظرين اين نسخه‌اند ، معذرت مىطلبم كه چنانچه خطايى يا سهوى از خامهء اين فقير سر زده باشد ، اغماض « 3 » عين فرموده ، بر لغزشم خرده نگيرند ؛ زيرا كه مطالب اين كتاب را ، اكثر در دهات و بيابانها مىنگاشتم و خداى احد ، شاهد حال است كه بسا مطالب ابنيه و آثار بعض جاها را با قلم مداد ، سواره ، مسوّده مىكردم ؛ در سرزمينى كه نه لغت فارسى بود نه لغت عرب ، نه نسخه تاريخ و نه كتاب ادب . در اوقات جمع آوردن اين كتاب موسوم به آثار عجم ، يكى از منشيان صاحب غرض كه همواره شعلهء حقد « 4 » و حسد در كانون « 5 » سينه‌اش اشتعال دارد و پيوسته به بد زبانى و اهانت اهل فضيلت اشتغال - ورقه‌اى [ را ] كه در آن مسوّدهء توحيد اوّل كتاب را نموده

--> ( 1 ) . به معنى نوشتن است . ( 2 ) . فرمانبردارى و فروتنى نمودن است . ( 3 ) . بالكسر ، چشم‌پوشى و به معنى آسان گرفتن است . ( 4 ) . به كسر اول ، به معنى كينه و عناد است و حسد به فتحين ، زوال نعمت كسى را خواستن . بعضى از اهل ادب گفته‌اند : فرق ميان حقد و حسد اين است كه حقد بدگمانى است كه در دل حاصل مىشود به علّت عداوت با مردم ؛ و حسد اختلاف دل است بر مردم از براى اموال و نعمت و غير ذلك كه آنها راست . ( 5 ) . كانون : آتشدان را گويند .