عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

56

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

يك رباعى مولانا نقل شده است « 1 » از نمونه‌هاى فوق برمىآيد كه مولانا هنگام نقل بيانات پدر ، بمناسبت مقام اشعار خود را نيز به كتاب افزوده است . احتمالا اضافات ديگرى نيز به كتاب راه يافته است . اساسا اين خصيصهء رايجى در مشرق - زمين است كه كاتبان در كتابت به تناسب موضوع ، ابياتى را از حافظهء خود به اصل كتاب مىافزايند . چنان كه در نسخه‌اى از " بدلا نامهء " مشهور به " دلگشا " متعلق به نگارنده كه از كتاب‌هاى منثور يكى از شاعران بكتاشى قرن نهم هجرى / پانزدهم ميلادى موسوم به " كايغوسوز ابدال " و از نمونه‌هاى زيباترين نثر تركى است ، كاتب با افزودن " لكاتبه " سه بيت از اشعار يكى ديگر از شاعران بكتاشى همان قرن به نام " بابا نديمى " را افزوده است . عجيب‌تر اينكه بدون كوچك‌ترين اشاره‌اى بيتى از " تركيب‌بند " روحى شاعر معروف قرن يازدهم هجرى / هفدهم ميلادى و يك غزل پنج بيتى از نديمى مذكور از طرف كاتب به نسخه علاوه شده است . لذا صحيح نيست كه تمام اضافات كتاب معارف را به مولانا نسبت دهيم . سلطان العلماء اين بيانات را كى انشاد كرده است ؟ در اين‌باره حكمى قاطع نمىتوان داد ولى با توجه به اينكه در اين كتاب از سفر بلخ و شهر قونيه سخنى نرفته است ، معلوم مىشود كه معارف از بياناتى كه سلطان العلماء در بلخ ايراد كرده ، گردآورى شده است و بعضى از بخشهاى آن در حافظهء مريدان همراه شخص مؤلف به آناطولى انتقال يافته است . در تأييد اين نظر مىبينيم كه در جا به جاى كتاب از فخر الدين رازى سخن به ميان آمده است « 2 » و اعتراض به لقب " سلطان العلماء " نيز در كتاب جاى گرفته است « 3 » عبارت زير حدس ما را استوارتر مىكند : " چون عمر من نزديك شد به پنجاه و پنج سال و در غرهء ماه رمضان ستمائة و اند شنيدم « 4 » كه غايت حيات من تا ده سال

--> ( 1 ) مؤلف در تمام موارد به نسخه خطى كتاب استناد كرده است . به فهرست اشعار عربى و فارسى كتاب كه مرحوم فروزانفر تهيه كرده‌اند ، مراجعه فرمائيد ( ج 1 ، ص 461 به بعد ج 2 ، ص 379 به بعد ) . ( 2 ) معارف ، ج 1 ، ص 82 و ص 245 ( مصحح مرحوم فروزانفر ) . ( 3 ) همان كتاب ، ج 1 ، ص 354 ( 4 ) مرحوم فروزانفر كلمه را " انديشيدم " خوانده‌اند .