عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )
49
مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )
مىشدند و براى حفظ دستگاه خلافت دستاويزى مىجستند ، در صدد بهره جستن از اين نيروى معنوى برآمدند . تا جايى كه الناصر لدين الله 622 ه / 1225 م پيشوايى اين فرقه را به دست آورد و جانشينان او نيز از اين طريق دست برنداشتند . مقريزى مىنويسد كه بيبرس از مماليك مصر 676 ه / 1277 م ايلچيانى را كه در سال 662 ه / 1263 م از جانب بركه فرمانده سپاه مغول آمده بودند ، به تشكيلات جوانمردان پذيرفت . علاقهء مردم به تصوف ، موجب جلب عنايت مالكان بزرگ ، وزيران و پادشاهان بدين طريقت شده بود . چنان كه عز الدين كيكاووس اول در زمان الناصر لدين الله خليفهء عباسى ، شيخ مجد الدين اسحاق را به بغداد فرستاد و بوسيلهء او از خليفه لباس فتوت خواست . خليفه هم همراه منشور سلطنت ، لباس و اجازت نامهء فتوت و عمامهاى سياه برايش روانه كرد . و در زمان سلطنت علاء الدين كيقباد اول ، شهاب الدين سهروردى 632 ه / 35 - 1234 م از جانب خليفه به قونيه اعزام شد و براى پادشاه اسبى و عمامهاى ارمغان آورد . علاء الدين با علما و صوفيان قونيه در آقسراى از شيخ استقبال كرد و در مراسم توديع وى شخصا تا قريه " زنجيرلى " كه يك ساعت با قونيه فاصله داشت - شيخ را بدرقه كرد و همراه شيخ نقدينهء كلانى كه از خراج ارمنيان و مسيحيان فراهم شده بود ، براى خليفه فرستاد . همچنين محيى الدين بن الجوزى ، از جانب خليفه بهعنوان ايلچى به دربار علاء الدين آمد و از وى هزار « 1 » سوار درخواست كرد . علاء الدين براى آنكه تحقير نشود ، پنجهزار سوار روانه كرد . چون سواران از شهر موصل گذشتند ، اطلاع يافتند كه نيازى به وجود آنان نيست ، از همانجا بازگشتند و ايلچيانى كه از جانب خليفه برمىگشتند ، هداياى فراوانى همراه داشتند . معين الدين پروانه ، خانقاهى در توقات براى فخر الدين عراقى بنا كرد . نجم الدين دايه ، مدتى در قيصريه اقامت گزيد و كتاب معروف خود " مرصاد العباد " را در همان شهر نوشت و از آنجا به سيواس و سپس به عراق رفت . صدر الدين قونيوى در خانقاه خود در قونيه زندگى مجللى داشت .
--> ( 1 ) دو هزار . . . " سلجوقنامهء ابن بىبى " ضميمهء اخبار سلاجقهء روم ، ص 108 - مترجم .