عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

48

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

1421 م و قلندر چلبى 935 ه / 1528 م از مدعيانى بودند كه در كار خود توفيقى نيافتند . شاه اسماعيل 930 ه / 1523 م كه مروج مذهب جعفرى ( اثنى عشرى ) در ايران بود ، به عقيدهء علويان ( علىاللهيان ) آناطولى و روم ايلى يك مهدى بود . مدعيان مهدويت كه اكثر از ميان صوفيان برخاسته بودند ، در اشاعهء تصوف تاثير عمده‌اى داشته‌اند . در قرن هفتم / سيزدهم تصوف در آناطولى پيشرفت وسيعى كرده بود . از يكسو سهل‌انگارى سلجوقيان دربارهء اديان و مذاهب از سوى ديگر تركتاز مغول و از جهتى ديگر هم ناامنى ، عواملى بودند كه در اشاعهء تصوف تاثير داشتند . ايلغار مغول موجب شده بود كه مشايخ پرنفوذ و عالم و شاعر چون : فخر الدين عراقى 688 ه / 1289 م نجم الدين دايه 645 ه / 1247 م ، اوحد الدين كرمانى 635 ه / 1237 م به آناطولى مهاجرت كنند و بالنتيجه طريقت و افكار آنان در آن ديار رواج پيدا كند . طريقت‌هاى مختلف در آناطولى پيدا شده بود : طريقت كازرونيه ( ؟ ) ، و طريقت اكبريه - پيروان و ياران صدر الدين قونيوى 673 ه / 1274 م شارح فصوص و پسر خواندهء صوفى نام‌آور ابن العربى 638 ه / 1240 م كه بعد از مرگ صدر الدين در بلاد شام پراكنده شدند - و همچنين طريقت رفاعى كه در آن روزگار طريقت احمدى ناميده مىشد و بوسيلهء بازى با مار و كژدم و آتش و فرو كردن سيخ در تن خود و ديگر كارهاى خارق‌العاده مردم را دور خود جمع مىكرد ، از طريقتهاى شناخته و شايع در آناطولى بودند . علاوه بر طريقت‌هاى فوق ، فرقه‌هاى ديگرى نيز مانند : قلندريه ، جاميه ، حيدريه ، ادهميه و سلسلهء ابدال روم كه از ملامتيهء كهن بودند و خراسانيان يا واصلان خراسان « 1 » نام داشتند و از بابايىها منشعب شده بودند ، در آناطولى كنار هم مىزيستند و به علت داشتن عقايد " شيعى - باطنى " و ظاهر يكسان ، شباهت زيادى به همديگر داشتند . اهل فتوت نيز كه با تشكيلاتى سرى و اقتصادى در دورهء ساسانيان به ظهور رسيده بودند ، در سرتاسر آناطولى پراكنده شده بودند . تقريبا در هر مركز تجمعى ، خانقاهى ( يا زاويه‌اى ) از اهل فتوت پيدا مىشد - گذشته از آناطولى و عراق ، اهل فتوت در سوريه و مصر نيز نفوذ زيادى داشتند . چنان كه بنى عباس كه روز به روز ناتوان‌تر

--> ( 1 ) Horasan Erenleri