عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )
460
مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )
خسته كرد . در اكثر نسخ بيت به صورت فوق ثبت شده است : در نسخهء شمارهء 70 موزهء قونيه كه از كتب عصر سلجوقى است و به مقابلهء آن در 805 ه / 1402 م اشاره شده است b ) 337 ) در نسخهء شماره 73 كه در سال 910 ه / 1504 م از طرف خديجه دختر عارف چلبى وقف شده است و خود از كتب عصر سلجوقى است b ) 168 ) ، در نسخهء متعلق به اينجانب كه در سال 1059 ه / 1649 م در بغداد استنساخ شده است و همچنين در نسخهء شماره 334 كتابهاى فارسى كتابخانهء اونيورسيتهء استانبول كه از حيث كاغذ و خط حد اكثر از كتب قرن يازدهم هجرى / هفدهم ميلادى است ، بيت به صورت : " به شصت و دو شدم صيد . . . . . " آمده است . در نسخهء شماره 72 موزهء قونيه هم كه در سال 1271 ه / 1854 م از طرف فهمى دده نوشته شده است ، بيت به صورت : " به شصت و دوم شد صيد و . . . " آمده است . اگرچه مسلما اين خطاى كاتب است ، ولى باز به همان معنى است . تمام اين نسخ ، كتابت نسخهء ما را كه در 768 ه / 1366 م آغاز و در 770 ه / 1368 م كتابت و مقابلهء آن ختم شده است ، تأييد مىكند . « 1 » مولانا در اين غزل مىگويد كه : من ابتدا از خون تغذيه مىكردم و بعد از آن به شير روى آوردم و سپس چون دندان عقل برآمد ، از شير دست شستم و دوندگى دنبال نان را آغاز كردم و سپس در شصت و دو سالگى صيد شدم و با اين صيد شدن از تدبير نجات يافتم . او با اين بيان ، ترجمهء حال خود را برايمان باز مىگويد . اعداد : ده ، چهل ، صد و هزار در اثناى كلام گاهى عادتا براى اغراق و تقويت انديشه مىآيند . مثلا . ده بار گفتم ، چهل سال است اينجور است ، صد بار شنيدم ، هزار بار گفتم اعدادى هم مثل : پنج و هفت و حتى به حساب
--> ( 1 ) اين نسخه به شمارههاى 68 و 69 در كتابخانهء موزهء قونيه ثبت شده است . براى توصيف اين نسخه كه صحيحترين و قابل اعتمادترين نسخههاست به مقدمهء ترجمهء ديوان كبير صفحهء دهم مراجعه كنيد .