عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )
461
مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )
ابجد مثلا " الله " كه معادل شصت و شش است ، كه اين ارقام به مناسبتى يا به دليل بازى با الفاظ به كار مىروند . شصت دو هيچيك از اين ويژگيها را ندارد . خوب ، حالا ببينيم مولانا صيد چه كسى شد ؟ در زندگى او بزرگترين حادثهاى كه حتى ذكر سن را ايجاب مىكند ، چيست ؟ از هركس اين سؤال را پرسيديم ، يك جواب شنيديم : مولانا شكار شمس شد . در شصت و دو سالگى با شمس ملاقات كرد . جواب اين است . شمس سحرگاه روز شنبه بيست و ششم جمادى الآخره سال 642 ه به قونيه آمده است . اگر مولانا در آن تاريخ شصت و دو سال داشته باشد ، پس تولد وى در سال 580 هجرى خواهد بود . اگر ماه ولادت تاريخ تولد مشهور او جعلى نباشد يعنى در ششم ربيع الاول باشد ، بنابراين تولد وى 1184 / 6 / 17 اتفاق افتاده است . قبلا گفتيم كه مولانا در " فيه ما فيه " مىگويد كه در آن سال كه خوارزمشاه ، سمرقند را فتح كرد ، ما آنجا بوديم و خاطرهاى از آن نقل كرده است . سمرقند در سال 1207 يا 1212 م / 604 يا 609 ه به دست خوارزمشاه فتح شده است . بنابراين مولانا در آن سال بيست و سهساله يا بيست و هشتساله بوده است . نزول شمس در بيست و ششم جمادى الآخره سال 642 ه در مقالات او نيز منعكس شده است اين تاريخ بنا بر جدول تبديل تاريخ فائق رشيد اونات « 1 » معادل 29 نوامبر سال 1244 است . اما اين روز مصادف با شنبه نيست ، بلكه سه شنبه است . نزديكترين شنبه به تاريخ مذكور 26 نوامبر است . اين اختلاف دو روزه مسلما از آنجا ناشى شده است كه در آن زمانها اول ماه را با رؤيت هلال تثبيت مىكردهاند . با اين مقدمات مىپذيريم كه شمس در تاريخ 26 نوامبر 1244 به قونيه آمده است . در اين تاريخ مولانا به حساب سال قمرى شصت و دو و به حساب شمسى شصت سال داشته است . ( بنابراين تاريخ مندرج در اواخر صفحهء 67 كتاب حاضر يعنى 23 اكتبر مطابق اين تاريخ بايد اصلاح شود ) .
--> ( 1 ) Faik Resit Onat : Hieri tarihlerin Miladi tarihe Gevirme Klavuzu , 1940 .