عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

444

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

" چونك زاغان خيمه بر بهمن زدند * بلبلان پنهان شدند و تن زدند " « 1 » * * " كين مدار آنها كه از كين گمرهند * گورشان پهلوى كين داران نهند " « 2 » * * " يفتى المفتى مبلغ رأيه و يتصدق المتصدق به قدر قدرته " « 3 » * * " . . . . . . . . . . . . . . . . * مر سر خر را سزد دندان سگ " « 4 » * * " نقصها آيينه وصف كمال * وان حقارت آينه عز و جلال " « 5 » * * " گر پليدى پيش ما رسوا بود * خوك و سگ را شكر و حلوا بود " « 6 » * * " روز عدل و عدل داد در خورست * كفش آن پا كلاه آن سر است " « 7 » * *

--> ( 1 ) دوم ، ص 249 ، ب 40 ( 2 ) همان ، ص 262 ، ب 273 ( 3 ) سوم ، ديباچه : مفتى به‌اندازهء فضل و انديشه راى صادر مىكند و احسان‌دهنده به قدر توانايى احسان مىنمايد . ( 4 ) يكم ، ص 221 ، ب 3603 ( 5 ) همان ، ص 198 ، ب 3210 ( 6 ) مثنوى ، ششم ، ص 272 ، ب 31 ( 7 ) ششم ، ص 380 ، ب 1887