عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

413

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

( اى سرور صاحب احسان و ماهروى من كجائى ؟ * من چگونه‌ام و تو چگونه‌اى ؟ براى پرسش از اين در جستجوى تو هستم ) . " يا قوم اتيناكم فى الحب فديناكم * مذ نحن رأيناكم امنيتنا تصفوا " « 1 » ( اى قوم به سوى شما آمديم ، فداى محبت شما شديم . جانها نثار كرديم از روزى كه شما را ديديم ، خواسته‌مان صفا گرفت ) " گر جام دهى شادم ، دشنام دهى شادم * افندى اوتى تيلس تيلو كپرا كالو " ( سرورم اگر شرابم دهى شادم و اگر دشنامم دهى باز شادم . تو چه مىخواهى ، خواسته‌ات هرچه باشد ، من نيز همان را مىخواهم و تمناى انجام آن خواسته را دارم ) . " چون مست شد اين بنده ، بشنو تو پراكنده * قويثز مىكنا كيمو سيميرا پرالالو " ( اين بنده تا مست شود ، سخن‌هاى پراكنده مىگويد . خدايا ياريم كن « 1 » ، سخنان پراكنده مىگويم ) . " يا سيدتى هاتى من قهوه كاساتى * من زارك من صحو اياك و اياه " « 2 » ( سرورم فنجانم را با قهوه پر كن و پياپى به من ده . خوشا بر آن كسى كه ترا هشيار دريابد . هم تو و هم او از اين ديدار بپرهيزيد ) .

--> ( 1 ) آنيناكيس ( Aninakis ) نام يكى از معبودهاى اسكيت‌ها بود . شايد اين كلمه در آناطولى از يادها نرفته بوده و به معنى خدا به كار مىرفته است ( يادداشت از آقاى ميرمير اوغلى است ) . ( 2 ) اين بيت عربى چون در متن بود ، ترجمه شد .