عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )
410
مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )
بودند ، خودكشى را توصيه كند . اما در نظر مولانا ، دنياى حقيقى ، دنياى انسانى است و مرگ ، براى عاشقانى كه پا بدين جهان نهادهاند ، متابعت از اصلى معهود است و الا عاشقان به مثابهء جان همدگرند به عشق همديگر مرگ را در آغوش مىگيرند . آنان همانند درّ يتيمى هستند ، كسانى نيستند كه در آغوش پدر و مادر از مرگ استقبال كنند . او مىگفت : من اين جسم نيستم كه در نظر عاشقان منظور گشتهام ، بلكه من آن ذوقم و آن خوشى كه در باطن مريد از كلام ما و از نام ما سرزند . الله الله چون آن دم را دريابى و آن ذوق را در جان خود مشاهده كنى ، غنيمت مىدار و شكرها مىگزار كه من آنم « 1 » . به همين دليل بود كه مىفرمود : آرامگاه من بعد از مرگم ، دل عارفان خواهد بود . ادبيات يونان در آثار مولانا : با يك بررسى اجمالى ، ملمعات يونانى ديوان كبير مولانا را كه بر ادب عرب و ايران وقوفى كامل داشت ، گرد آوردهايم كه ذيلا نقل خواهيم كرد . اين اشعار به الفباى عربى نوشته شده است . در شعر نخستين ، مصراع اول بيت اول ، تمام مصراعهاى دوم و ابيات سوم و چهارم ، مصراع اول بيت هفتم و در شعر دوم ابيات : اول ، دوم ، پنجم و ششم يونانى است . مصراع اول شعر سوم يونانى است و در مصراع اول بيت دوم يك كلمهء يونانى به كار رفته ، همچنين مصراعهاى اول ابيات چهارم و پنجم و ششم نيز به همان زبان ساخته شده است . براى ثبت معانى ، اشعار را به كسانى كه در دانشگاه استانبول با زبان و ادبيات يونان سروكار داشتند ، نشان داديم ، اما جوابى قانعكننده به دست نيامد . سپس با آقاى ولاديمير ميرمير اوغلى وكيل محترم عدليه كه در تصوف تحقيقاتى دارد و دربارهء طريقتهاى اسلامى كتاب ارزندهاى به زبان يونانى ، به نام " دراويش " نوشته است « 2 » مراجعه كرديم . آقاى ميرمير اوغلى كه به سبك زبان
--> ( 1 ) مناقب العارفين ، ص 185 . ( 2 ) آتن ، 1940