عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

411

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

يونانى رايج در آناطولى نيز وقوف دارند ، زحمتها كشيدند ، و به استثناى يكى دو كلمه ، ترجمهء تركى بقيهء اشعار را به من دادند . به عقيدهء ميرمير اوغلى ، زبان يونانى كه در اشعار مولانا به كار رفته ، زبان متداول مردم قونيه در قرن هفتم هجرى / سيزدهم ميلادى است و تمام خصوصيات زبان يونانى امروز را كه در آناطولى رايج است ، داراست . اين‌قدر هست كه مولانا باوجود آنكه تمام دقائق زبان فارسى و ادبيات ايران را مىدانست اما هم در " مثنوى " و هم در " ديوان كبير " زبان عاميانه را به كار برده ، و به زبان تداول عام سخن گفته است . تنها در ديباچه‌هاست كه نشان داده است كه استادترين نويسندهء فارسى ادبى و كلاسيك است . زبان عربى مستعمل در ملمعات يونانى هم چون عربى به كار رفته در ديگر اشعار مولانا ، عربى عاميانه است . درحالىكه مولانا زبان عربى را با تمام ظرائف آن مىدانست . لذا به گمان ما مولانا زبان يونانى را هم تا حدى مىدانسته است كه قادر باشد آثار فلاسفه و اشعار شاعران كهن يونانى را در متون اصلى آنها بخواند . اما چنان كه گفتيم ، يونانى مستعمل در ملمعات مولانا هم ، كاملا عاميانه است . مولانا براى مردم و به زبان مردم و به لهجه مردم سخن گفته است ، بهر زبانى كه مىخواهد ، باشد . نظر خود را با آقاى ميرمير اوغلى در ميان گذاشتيم . ايشان با ما هم‌عقيده بودند و اظهار كردند كه متونى از زبان يونانى عصر مولانا در دست است ، زبان مولانا زبان عامهء مردم است . مولانا دوستانى از راهبان مسيحى داشت حتى با راهب " دير افلاطون " در نزديكى قونيه ، دوستى داشت و بعضى شبها به زيارت او مىرفت و شب را در آنجا سپرى مىكرد « 1 » نمىتوان دانست كه مولانا با اين راهب عارف دربارهء چه مسائلى بحث مىكرد و دربارهء آثار و افكار افلاطون بين آن دو چه مناظراتى درمىگرفت ؟ خلاصه اشعار يونانى مولانا ، علاقهء وى به مسيحيان و راهبان مسيحى را نيز نشان مىدهد . از اين رو تحقيق در پاره‌اى اشعار مولانا كه خيلى شبيه به شعرهاى يونانى

--> ( 1 ) اين غار را كه امروز از حالت دير خارج شده ، چلبىها زيارت مىكردند و يك شب از سال را در اينجا بيتوته مىكردند و خاطرهء مولانا را زنده نگه مىداشتند .