عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

395

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

مولانا هم هست اين روايت به قدرى ضعيف است كه انتقاد برنمىتابد « 1 » نياز به گفتن ندارد شخصى كه حافظ به نام خواجه جلال الدين به مدح او برخاسته « 2 » مولانا نيست . و از " دستار مولوى " هم عمامهء ملايان را قصد كرده است « 3 » . يونس امرَه : يونس امره شاعر بزرگ ترك نيز معاصر مولاناست . زندگى او آميخته به افسانه است و در ولايت نامهء بكتاشى و پاره‌اى ديگر از مآخذ انعكاس يافته است . او در بيشتر اشعارش خود را از پيروان طابدق‌بابا معرفى مىكند . در بيتى گويد :

--> ( 1 ) در اين‌باره نگاه كنيد به " رساله در تحقيق احوال و زندگانى مولانا جلال الدين محمد ، تاليف بديع الزمان فروزانفر ، ص 144 - 138 در مبحث " مولانا و معاصران او " از اين كتاب ارزشمند استفاده شايان برده‌ايم . سپاس از مؤلف را بر خود فرض مىدانيم . ( 2 ) مقصود حافظ از " خواجه جلال الدين " يا " جلال الدين " دو تن بوده است : الف - خواجه جلال الدين تورانشاه وزير شاه شجاع . ب - جلال الدين ابو الفوارس كه خود شاه شجاع باشد . نگاه كنيد به : تاريخ عصر حافظ ، دكتر قاسم غنى ، تهران ، زوار . ( مترجم ) ( 3 ) منظور مؤلف ، بيت زير حافظ است : " ساقى مگر وظيفهء حافظ زياده داد * كاشفته گشت طرهء دستار مولوى " ديوان حافظ ، چاپ قزوينى ، ص 346 ( مترجم )