عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

394

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

اما طريقت عين نبوت است « 1 » . به ظن قوى آن شيخ باباى مرندى كه نفوذى بر سلطان ركن الدين داشته ، همين شخص است كه شيخ شهاب الدين از وى بحث كرده است . احتمالا اين شخص در عين آنكه به طريقتى وابسته بوده ، به اهل فتوت هم عنايت داشته است و گويا در زمان سلطنت سلطان ركن الدين به قونيه آمده است . آقاى تحسين يازيجى در " تاريخ بيبرس " كه به كوشش شرف الدين يالت‌قايا به تركى ترجمه شده برخورده‌اند به اينكه در بوزاعه « 2 » در جوار حلب شيخى به نام بابا خليل بن يعقوب بن تيلون ( طيلون ؟ ) البوزاعىزاده است و احتمال قريب به يقين داده‌اند ، كه اين شخص همان بابا خليل مرندى است . يعنى به همان احتمالى رسيده‌اند كه قبلا به نظر ما رسيده بود « 3 » اين شيخ ، تحصيلات كافى داشته و چون مدايحى دربارهء برخى از رجال و اركان دولت دارد ، طبع شعر هم داشته است . زياد سفر كرده و سرانجام در سال 672 ه / 1273 م در يمن درگذشته است . بوزاعه به صورت بوزاغا - بزاغا هم ضبط شده است . بدين ترتيب هيچ جاى ترديد باقى نمىماند كه بابا بزاغو همان بابا خليل مرندى است و بابا - خليل همان كسى است كه سهروردى با ستايش از وى نام برده است . اين شخص اصلا اهل مرند است و از اين رو مرندى هم خوانده شده است و چون در بوزاعه تولد يافته بود يا در سنين كودكى بدانجا رفته بوده ، او را بوزاعى نيز خوانده‌اند . بين روايات ، روايتى ديگر دربارهء مسافرت سعدى به قونيه و ديدار با

--> ( 1 ) اصل جمله چنين است : " الفتوة غصن من اغصان النبوة و الطريقة كل النبوة " رسائل جوانمردان ، با تصحيحات و حواشى و مقدمهء مرتضى صراف ، ص 98 ، تهران ، انستيتوى فرانسوى پژوهشهاى علمى در ايران ، 1352 / 1973 م ( مترجم ) ( 2 ) بزاعه ، نام ولايتى در جانب شرقى حلب . . . . ( قاموس الاعلام ) ( 3 ) ترجمهء مناقب العارفين ، مقدمهء ص