عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

387

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

فخر الدين عراقى : فخر الدين عراقى مدتى دراز همراه قلندران به گشت‌وگذار مشغول بوده ، سرانجام به بهاء الدين زكرياى مولتانى 666 ه / 1267 م انتساب جست و پس از مرگ جانشين وى گشت به علت وجود دراويش متعدد در مقر شيخ نماند به سفر حج رفت و از حجاز به قونيه آمد . " فصوص " و " فتوحات " را پيش صدر الدين خواند . عراقى نيز بر عادت اوحد الدين بود . معين الدين پروانه در توقات براى وى خانقاهى ساخته بود . به علت مرگ معين الدين ، عراقى به مصر رفت و از آنجا راهى شام شد و در سال 688 ه / 1289 م در آن ديار درگذشت . فخر الدين در مجالس مولانا حاضر مىشده است . گويند معين الدين پروانه به صلاحديد مولانا ، خانقاه توقات را براى وى ساخت . هروقت سخن از مولانا مىرفت ، عراقى آهى مىكشيد و مىگفت كه : " او را هيچ كسى كما ينبغى ادراك نكرد . در اين عالم غريب آمد و غريب رفت " « 1 » . بهاء الدين قانعى : بهاء الدين احمد بن محمود قانعى طوسى نيز از افرادى است كه در حملهء مغول به آناطولى آمده بود . مدايحى براى علاء الدين كيقباد و غياث الدين كيخسرو ساخته است كتابى به نام سلجوقنامه " دارد و علاوه بر آن " كليله و دمنه " را هم به نظم درآورده است . عقايد اين شاعر مداح سلاطين را دربارهء سنايى و جوابهاى مولانا را قبلا نقل كرده‌ايم .

--> ( 1 ) مناقب العارفين ، ج 1 ، ص 400 - 339 .