عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

382

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

حاجى بكتاش : بابا بكتاش خليفهء خاص بابا اسحاق كه به بابا رسول الله شهرت دارد ، از معاصران مولاناست . او در سال 669 ه / 1270 م يعنى سه سال پيش از وفات مولانا درگذشته است « 1 » . بقاياى فرقهء بابائيه در روستاى صولجه قرايوك ( روستاى حاجى بكتاش ) از توابع قيرشهر دور و بر حاجى بكتاش گرد آمده بودند . طريقت منسوب به دو ، يعنى بكتاشيه ، تا قرن دهم حتى يازدهم هجرى / شانزدهم - هفدهم ميلادى بمرور از بهم پيوستن طريقتهايى چون : جاميه ، حيدريه ، قلندريه ، ادهميه ، ابداليه و شمسيه كه بعدها با انتساب به شمس پيدا شده بود و ديگر طريقتهاى شيعى - باطنى شكل گرفته بود . حرفهاى بيهوده يا سفارشى در اين‌باره كه حاجى بكتاش مىخواست در قبال مولانا ، ميراث فرهنگى ترك را محافظت كند يا هدف او آن بود كه در برابر زبان فارسى رايج بين مولويان ، زبان تركى را رواج دهد ، زياد زده شده است . حتى گفته‌اند كه او " پان‌تركيست " « 2 » بود و از طرف تشكيلاتى كه احمد يَسَوى در راس آن قرار داشت ، براى اشاعه زبان تركى به آناطولى اعزام شده بود . اين‌ها سخنانى است كه مرده را به خنده مىآورد « 3 » بگذريم از اينكه اين‌گونه مطالب از توالى تاريخ نراده و در قرن هفتم / سيزدهم اصلا و ابدا مطرح نبود و نمىتوانست مطرح باشد ، اين حقيقت كه حاجى بكتاش " مقالات " خود را به عربى نوشته است و باز علاوه بر آن ، اين نكته كه اكثر " " ترجمان‌ها - يعنى

--> ( 1 ) آنكارا ، كتابخانهء معارف ، كتابهاى منتقل شده از حاجى بكتاش مجموعهء شماره 132 ، معطوف به طومار منتقل شده از خزينه . ( 2 ) Turkgu ? يعنى ترك‌پرست ، كسى كه طرفدار ارتقا و اتحاد مليت قوم ترك باشد ( فرهنگ تركى به پارسى ) . ( 3 ) اين تعبير بارد را به جاى عبارت اصلى كه ترجمهء تحت اللفظى آن : " حتى كلاغها را به خنده مىآورد " است ، برگزيديم .