عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )
379
مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )
پراكنده شدند و بدينسان دانش خود و مرشدش در قلب كتابها و كتابخانهها مكتوم ماند . امروز آن آثار را فقط محققان مىخوانند و مغز خود را فرسوده مىكنند . اما اشعار مولانا هنوز دهان به دهان مىگردد و افقها را درمىنوردد و در سينهها مىجوشد « 1 » .
--> - است و ترتيب صفحات آن به هم خورده است ( و بين a 168 تا a 180 جاى دارد ) از نظر بررسى ابن عربى و صدر الدين و پيروان آنان اهميت فراوان دارد . شيخ كبير در اين رساله مىنويسد كه مهدى ( ع ) از سلالهء امام حسن است كه در شب جمعه بيست و هفتم ماه رمضان سال 613 به دنيا آمد b ) 178 ) در سال 654 هجرى ظهور كرد b ) 168 ) ، در سال 666 مردم اتفاقات شگفتى را خواهند ديد a ) 180 ) ، و در سال 683 عيسى نزول خواهد كرد b ) 179 ) . وقتى از وقايع سال 654 بحث مىكند ، مىنويسد : " سه سال پيش از فرا رسيدن وقت ما " بنابراين اين رساله بايد در سال 81 a تاليف شده باشد . در اوراق b 81 و b 87 اين مجموعه كه محتوى رسالهء صدر الدين و رسائل ابن سيناست ، دو جا قيد شده است كه اين رساله با رسالهء ديگرى كه در تاريخ 697 نوشته شده ، مقابله شده است . اين دو نوشته بر ارزش تاريخى مجموعه مىافزايد . ( 1 ) اينجا ضرورى مىدانيم كه چند سطر دربارهء روايت مجعول تلمذ مولانا از صدر الدين بنويسيم . از نظر سنى بين مولانا و صدر الدين اختلاف چندانى نيست . صدر الدين يك سال بعد از وفات مولانا - يعنى در سال 673 ه / 1274 م درگذشته است . از اين رو تلمذ مولانا از صدر الدين موافق عقل نمىنمايد . در اين رابطه اختلاف مشرب بين آن دو نيز بايد مد نظر قرار گيرد . گذشته از آن نوشتهاند كه روزى مولانا به ديدار صدر الدين رفت . صدر الدين حديث تدريس مىكرد چون مولانا را ديد گفت : درس امروزينه را حضرت مولانا متعهد شود و آن روز مولانا درس را ادامه داد ( مناقب العارفين ج 1 ، ص 393 - 392 ) . افلاكى مىنويسد -