عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )
380
مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )
اوحد الدين كرمانى . از مريدان ركن الدين سجاسى بوده با محيى الدين عربى ديدار كرده است . محيى الدين در فتوحات مكيه بدينسان از سخن وى ياد مىكند : در جوانى خدمت شيخى مىكردم ، در سفر بوديم و او در عمارى نشسته بود و بيمار بود . چون پارهاى راه رفتيم بيمارستانى بود از شيخ درخواستم كه اجازه دهد كه دارويى بگيرم . چون ناراحتى من ديد ، اجازه داد . رفتم و ديدم كه شخصى در چادرى نشسته است و شمعى در برابرش مىسوزد . او مرا نمىشناخت من نيز او را نمىشناختم : چون مرا ديد ، برخاست و پيش من آمد و دست مرا گرفت و پرسيد كه چه مىخواهى ؟ حال را گفتم . دارويى حاضر كرد و به من داد . بازگشتم و دارو را به شيخ دادم . شيخ تبسم كرد و گفت : اى فرزند ، چون ناراحتى تو ديدم ، به تو اجازه دادم . براى آنكه ممكن بود آن امير به تو بىتوجهى كند و تو شرمنده شوى ، از هيئت خود مجرد شدم و به صورت او درآمدم
--> - كه معين الدين پروانه نزد صدر الدين " جامع الاصول " مىخوانده است ( مناقب العارفين ، ج 1 ، ص 165 ) تصادفى خوش ، امكان تحقيق در اين مورد را براى ما پيش آورد . دكتر ف . اوزلوق در قونيه ، جزء دوم و سوم " جامع الاصول " را كه به خانقاه صدر الدين وقف شده بود و امروز بين كتابهاى موزهء قونيه است ، ديده است . در صفحات اوليهء اين كتاب نام كسانى كه اين كتاب را در محضر صدر الدين خواندهاند ، آمده است و متن اين اسامى منتشر شده است . بين اسامى نام معين الدين پروانه هم جاى دارد ولى اسمى از مولانا در آن نيست ( مكتوبات مولانا - جلال الدين ، مقدمهء تركى ، ص 18 - 17 و توضيحات مربوط بدين اسامى ، ص 20 - 18 ) . اين سند قاطعانه مسلم مىدارد كه مولانا پيش صدر الدين درس نخوانده است .