عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )
373
مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )
بخش سوم مولانا و معاصران او صدر الدين ، اوحد الدين كرمانى ، حاجى بكتاش ، فخر الدين عراقى ، بهاء الدين قانعى ، سراج الدين ارموى ، قطب الدين شيرازى ، نجم الدين دايه ، خواجه همام الدين تبريزى ، صفى الدين هندى ، حاجى مبارك حيدرى ، شيخ باباى مرندى و يونس امره صدر الدين عدهاى مولانا را بدليل ابراز افكار بسيار والايى كه حقيقتا خيلى فراتر از زمانش بود ، دوست داشتند ، و علاقهء بيش از حد نشان مىدادند و در قبال آنان كسانى هم به دو علاقمند نبودند و در عناد خود تا جايى پيش رفته بودند كه حتى به جنون و كفر او حكم مىكردند . اكثر مخالفان او علما و مشايخ بودند . حتى بسيارى از كسانى كه همراه پدر او به آناطولى آمده بودند و گروهى از ياران خود او بخاطر شمس و صلاح الدين مدتى به مخالفت وى برخاسته بودند . اما مردم ، دوستى او را به جان مىخريدند و گروه عظيمى از مردم ، از هر جنس هر مذهب و هر فرقهاى او را گرامى مىداشتند . در دورهء سوم حياتش محبت مردم ، او را چون نگينى در ميان گرفته بود . بزرگترين عالم و شيخ معاصر با مولانا در قونيه صدر الدين بود . او شيخ طريقت اكبريه بود . و چون پسر خواندهء محيى الدين بن عربى مشهور به " شيخ