عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

362

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

نيم ز كار تو فارغ هميشه در كارم * كه لحظه لحظه ترا من عزيزتر دارم به ذات پاك من و آفتاب سلطنتم * كه من ترا نگدارم به لطف بردارم رخ ترا ر شعاعات خويش نور دهم * سر ترا به ده انگشت مغفرت خارم " « 1 » به حج رفتگان را به سوى خود فرا مىخواند : " اى قوم به حج رفته كجائيد ، كجائيد ؟ * معشوق همين‌جاست بياييد ، بياييد " « 2 » و سرانجام هويت حقيقى خود را اين‌چنين بيان مىكند : بگشودند خزينه همه خلعت پوشيد * مصطفى باز بيامد ، همه ايمان آريد " « 3 » باز گويد : " امروز منم احمد ، نى احمد پارينه * امروز منم سيمرغ ، نى مرغك هر چينه شاهى كه همه شاهان خربندهء آن شاهند * امروز من آن شاهم ، نى شاه پريرينه از شربت اللهى ، وز شرب انا الحقى * هريك به قدح خوردند ، من با خم و قنّينه « 4 »

--> ( 1 ) كليات شمس ، ج 4 ، ص 57 - 56 . ( 2 ) كليات شمس ، ج 2 ، ص 65 . ( 3 ) همان كتاب ، ج 7 ، ص 96 . ( 4 ) همان كتاب ، ص 104 در كتابخانهء فاتح وابسته به كتابخانهء ملت بين كتابهاى رشيد افندى مجموعه‌اى است به شمارهء 1492 كه منشآت " ويسى " را در بر دارد . در مجموعه فتوايى به عبارت : " كتبه الفقير حسن المامور بالافتاء عفى عنه " جاى دارد . شخصى به نام احمد سنايى در گوزل‌حصار ابيات زير را افزوده است : " دور محمد گچو بن حاليا * سلطنتى احمده وردى خدا احمد مرسل منم الله بيلير * آيت منزل منم الله بيلير احمد مختار ممجّد منم * آيت تفضيل محمد منم " -