عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

26

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

با پرداخت غرامت سنگين با مغولان صلح كردند . در اين زمان ديگر سلاجقهء آسياى صغير حكام دست نشاندهء مغولان شده بودند . اين اوضاع آشفته بطور كلى قدرت مركزى را از بين برد و پس از غياث الدين آشوب داخلى سراسر آناطولى را فرا گرفت . حكام باهم درافتادند و همه جا دستخوش آشوب شد . بايجو بار ديگر به آناطولى يورش آورد و در سال 654 ه / 1256 م در نبردى كه در حوالى قونيه روى داد ، باز سلجوقيان شكست خوردند . ركن الدين قزل‌ارسلان چهارم فرزند غياث الدين كيخسرو را كه در زندان بود ، بر تخت نشاندند و معين الدين سليمان به مقام وزارت رسيد . « 1 » بايجو در " قزل‌ويران " كه در مسافت چهار ساعت راه از قونيه قرار داشت ، مقيم بود و ركن الدين هم در جوار او بود . مغولان مدت مديدى در آناطولى ماندند و هنگامى كه آناطولى را ترك مىكردند ، بجز قلعه‌اى كه آرامگاه سلاطين سلجوقى در آن جاى داشت ، قلاع ديگر آن سرزمين را ويران ساختند . بعد از رفتن مغولان ، در آناطولى بين برادران اختلاف افتاد . اگرچه ركن الدين و عزّ الدين - بين خود - تصميم به تقسيم مملكت گرفته بودند ولى معين الدين تصميم آنان را به اطلاع مغولان رسانيد و مغولان بار ديگر به آناطولى لشكر كشيدند و از ركن الدين جانبدارى كردند . عز الدين به قسطنطنيه گريخت . ركن الدين مىخواست وزيرش معين الدين را كه تمام امور دولت در اختيار او بود ، معدوم سازد . ليكن چون معين الدين همدست مغولان بود ، در سال 664 ه / 1265 م موجب قتل ركن الدين گشت و غياث الدين كيخسرو سوم فرزند دوساله يا شش سالهء ركن الدين را بر تخت نشاند . خود او نيز در سال 676 ه / 1277 م از طرف مغولان به قتل رسيد . پس از قتل او ، آشوب بيشتر شد . غياث الدين مسعود فرزند عز الدين كيكاووس كه در قريم ( قيرم ) بود ، به سينوب آمد و از آنجا براى اظهار بندگى به اباقا حكمران مغول در سال 679 ه / 280 م به ارزنجان رفت . سلطان احمد كه پس از مرگ اباقا در سال 681 ه / 1282 م به جاى او نشسته بود ، تصميم

--> ( 1 ) وزارت به جاى كلمهء " پروانه " انتخاب شد . پروانه : حاجب ، فرمان رساننده ، دليل و رهبر ، پيشرو لشكر و فرمان پادشاهان را گويند . . " فر . معين " مؤلف " پروانه " را در پاورقى به معنى وزير آورده است .