عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

279

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

سلوك اين‌گونه مشايخ نيز ايراد مىگيرد . قطب و ارشاد : به ديدهء مولانا ، ارشاد و رهبرى از آن انسان كامل است . از آن قطب است : " بهر دورى ولى قائمى است " . اين آزمون تا قيامت دوام خواهد يافت . . . . . امام قائم ، ولى است ، خواه از نسل عمر ، خواه از خاندان على ( ع ) باشد . اى راه‌جو ، هادى و مهدى هم اوست كه هم نهان است و هم پيش ما نشسته است . او همانند نور است و عقل جبرائيل اوست . ولى فروتر از او همانند قنديل و پايين‌تر از وى ، شبيه جايى است كه مشكات در آن نهند . . . . افرادى كه در صف آخر نشسته‌اند ، به دليل ضعف بينايى ، طاقت ديدار نور ندارند . . . . . . « 1 » - " قطب ، مردمك ديده است ، بايد او را جست " « 2 » " قطب ، شير است و كارش صيدافكنى است . باقى خلق ، ريزه‌خوار خوان اويند " « 3 » " او چون عقل است و خلق چون اجزاى تن وى . . . . . قطب . گرد خود مىتند و افلاك گرد وجود او مىگردند " « 4 » " همين‌قدر مىگويم كه آفتاب در حجاب بشريت پنهان شده است ، سخن را درياب كه بيش از اين تصريح جائز نيست " « 5 » " انسان براى دست يافتن به حقيقت ، قلاووزى مىخواهد " « 6 » " حتى موسى ، دست ارادت به خضر داد ، سپس به حقيقت و اصل شد " « 7 » " با اين حال نبايد لاف مشايخ دروغزن را باور داشت ، چرا كه حيات درگذر است

--> ( 1 ) همان ، دوم ، ص 291 ، ب 842 - 815 . ( 2 ) همان ، ب 2224 ( ؟ ) ( 3 ) همان ، پنجم ، ص 149 ، ب 2360 - 2339 . ( 4 ) مثنوى ، پنجم ، ص 150 ، ب 45 - 2344 . ( 5 ) همان ، اول ، ص 182 ، ب 64 - 2961 . ( 6 ) همان ، ص 181 ، ب 2944 . ( 7 ) همان ، ص 183 ، ب 2969 .