عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

274

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

آن‌چنانى براى تبيين خواسته‌ها ، با روح و انديشهء مردمى او سازگار نبود . به نظر وى آن اصطلاحات توضيح نبود ، بلكه تعقيد به حساب مىآمد . وقتى روى سخن او با مردم بود ، هرگز از آن نوع اصطلاحات مدد نمىجست . او هم در ديوان كبير و هم در مثنوى براى بازنمودن عقيدهء وحدت وجود و تشريح ديدگاههاى فلسفى و اخلاقى خويش ، زبان مردم را به كار مىبرد و كاملا متناسب با روانشناسى مردم عادى ، حكايات خود را مىپرداخت و با بهره‌بردارى از امثال و حكم ، آراى خويش را بيان مىكرد . مولانا استاد بزرگ نوعى قصه‌نويسى است كه بعد از كليله و دمنه به پايمردى شاعران نويسنده و حكيم و صوفى مشرف چون : سنايى ، عطار و سعدى رواج يافته بود . در آثارش از كليله و دمنه ، سخنان صوفيان سلف و حكايات رايج بين مردم استفاده مىكرد . از قصص تورات و قرآن بهره مىجست . و از مشهودات و مشاهدات خود سخن به ميان مىآورد و بحث مىكرد و سخن مىگفت . گاه در صدر مقال بيتى مىآورد كه : " بيت من بيت نيست اقليم است * هزل من هزل نيست تعليم است " « 1 » و آنگاه با بيان حكايتى بىپروا مردم را مخاطب قرار مىداد . مولانا بيش از هر چيز يك معلم اخلاق و يك مربى بود . در كار خود ابدا تفنن نمىكرد در اعتراضات او به فلسفه و فيلسوفان اگرچه تاثير پدر و سيد برهان الدين و مخصوصا شمس تبريزى قابل انكار نيست ، بااين‌حال مسلم است كه خصيصهء فوق او در اتخاذ چنين روش عامل عمده‌اى بوده است . مولانا فلاسفه را به نقص متهم مىكند ، زيراكه آنان عقل را با اهميت تلقى مىكنند و احساس و تكون را بىاعتبار مىدانند به عقيدهء وى قياس و استدلال انسان را به راه خطا مىافكند . سخنان زير از بيان اوست : بقالى براى جلب مشترى طوطىاى در دكان داشت . طوطى خوش‌نوا و سبز و زيبا نگهدار دكان بود و مشتريان و خواجهء بقال را سرگرم مىكرد . روزى خواجه

--> ( 1 ) مثنوى ، پنجم ، ص 160 ، ب 2492 ، بيت ماخوذ از حديقهء سنايى است . مولانا با تقديم و تاخير مصراعها ، بيت سنايى را به مثابهء عنوان به كار برده است ( حديقه سنايى ، چاپ مدرس رضوى ، ص 718 ، ب 9 ) .