عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )
273
مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )
بخش سوم تصوف از ديدگاه مولانا فلسفه و تصوف از ديدگاه مولانا ، قطب و ارشاد ، سلوك و اساس آن از نظر مولانا ، وحدت وجود از نظر مولانا ، دنيا چيست ؟ . آفرينش دائمى است و دنيا نبردگاه است ، دنيا و عقبى از نظر مولانا ، جبر و اختيار ، مسئوليت و انتقاد ، جهد و توكل فلسفه و تصوف از ديدگاه مولانا : تصوف مولانا هرگز مبتنى بر روش معين علمى و يا ايدهآليسم نيست ، بلكه به نظر وى تصوف عبارت از كماليابى در عالم حقيقت و عرفان و عشق و جذبه است كه تحقق آن در حيات فردى و اجتماعى مىتواند بينش گسترده و پيشرفتهاى باشد و يگانگى انسانها را آرمان خويش قرار دهد و يا نظامى اخلاقى است كه نوعى بلندنظرى و سهلانگارى بيكران كه زشتيها و زشتكاريها را معدوم سازد و زيبائيها را بر جاى آنها بنشاند . قبل از هر چيز اين نكته را بايد يادآورى كرد كه او براى بيان و تبليغ هر نوع انديشه و براى تحليل و توسعهء هرگونه اصلى به ادلهء منطقى و نظرگاههاى فلسفى دست نمىيازد . در آثار وى از آن قبيل اصطلاحاتى كه در آثار صوفيان به شكل بيمارگونهاى به كار مىرفت و در تاليفات ابن عربى به حادترين صورت درآمده و بين صوفيان بعد از وى نيز به دردى مزمن تبديل شده بود ، سراغ نمىتوان گرفت . او اصطلاحات صوفيانه را بسيار كم به كار مىبرد . اساسا كاربرد اصطلاحات