عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

244

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

شده بودند ، شعارى عام بود . ملامتى ، پوششى خاص ، يا كلاهى كه از نظر صوفيه مهم شمرده مىشد ، نداشت . خود را با خرقه از مردم متمايز نمىساخت . در محفل ملامتيان ، در ورد و دعا و ثنا و ذكرشان ، مراسم خاصى رعايت نمىشد . بدين ترتيب ، ملامتى قسمت درونى و نظرى را مىپذيرد و آيين و اركان آن را كلا طرد مىكند . ملامتيان در اين باب آن‌قدر پيشرفته بودند ، كه كار خير را مخفى مىكردند و به اظهار شر مىكوشيدند . چنان كه گاهى نكوهش براى كارى شبيه شر را ، براى تحقير نفس صحيح‌ترين طريق مىدانستند . بعدها اين طرز تلقى تعريفى براى ملامتيه فراهم كرد كه : " در اخفاى خير و اظهار شر كوشند و بدين عمل ملامت را به جان مىخرند " . در عين حال اين مشرب ، گاه در دست كسانى كه كارهاى ذوقى مغاير با شرع را مقتضاى ملامت وانمود مىكردند ، به شكلى در مىآمد كه همه چيز در آن مباح شمرده مىشد و آن را ماهيت اباحى مىبخشيد . ملامتى بايد خود را فروتر از هركس بيند و حتى خود را برتر از كافر نيز نبايد بداند . اين خصوصيت تحقير نفس به تسامحى وسيع و نامحدود منجر شد : هركه حقيقت را بشناسد ، فراتر از هر عقيده و ايمان قرار مىگيرد و هر عقيده‌اى را با توجه به صاحب آن صحيح تلقى مىكند درحالىكه خود چون آب بىشكل و رنگ است ، به رنگ و قالب ظرف درمىآيد . گفتيم كه ملامتيه مخصوصا در خراسان متمركز بودند و پيروان طريق ملامت را " خراسانيان " مىگفتند . خراسان سرزمينى بود كه بيش از عراق با تمدن ايران كهن عجين شده بود . بعد از استيلاى عرب سياست خردكننده و متكى به عربيت محض بنى اميه ، در اين سرزمين ميان افراد غير عرب نهضتى ملى ايجاد كرده بود . افراد غير عرب ، اگر مسلمان هم بودند ، نمىتوانستند از پرداخت جزيه‌اى كه مخصوص غير مسلمانان بود ، شانه خالى كنند . اين‌گونه افراد عموما " عجم " ناميده مىشدند ، هرگاه با اعراب مواجه مىشدند ، حتى از حق همراهى با آنان محروم بودند . اين نوع تحقيرها بين آنان ضرورت اتحاد با آل على را عليه دشمنى مشترك به وجود آورده بود . اكثر عجم‌ها مذهب شيعه را پذيرفته بودند . بدين ترتيب نخستين نهضت عليه اسلام رسمى ( ارتودوكس ) آغاز شده و در خراسان مركزيت يافته بود .