عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

241

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

حق به جانب كسانى است كه اين كلمه را معرب كلمهء يونانى سوفوس Sofos مىدانند . چنان كه نام " كلام " نيز كه به دانش فلسفهء دين اطلاق شده ، ترجمهء كلمهء " لوگوس " يونانى است . كلمهء فلسفه و فيلسوف هم از سوفوس يونانى مشتق شده‌اند . تصوف در قرن دوم هجرى / هشتم ميلادى در بغداد گسترش آغاز كرد . اين گسترش با توطن صوفيان و ايجاد خانقاهها عملى مىشد . صوفيان كه دانشمندانى هم به زمرهء آنان پيوسته بودند ، رفته‌رفته رياضت را در مرحلهء دوم قرار داده بودند . عشق و عرفان ، جاى رياضت را مىگرفت . و در عين حال تحت تاثير اعتقادات ، عادات ، عرف حاكم بر جامعه و شخصيت‌هاى پرنفوذ منسوب به طريقت ، آداب و مراسمى ظاهر مىشد . لباسهاى خاص و مراسم پيدا مىشد . و بين پيروان طريقت مقامات و درجاتى تعيين مىگرديد . حتى اجتماعاتى با اساس و اركان تقريبا يگانه گرداگرد مشايخ بانفوذ تشكيل مىشد . در سدهء سوم هجرى / نهم ميلادى به نام فرقه‌هاى مختلف برمىخوريم : محاسبيه ، پيروان حارث بن اسد محاسبى متوفى به 243 ه / 857 م در بغداد ، طيفوريه ، پيروان ابو يزيد بسطامى ، متوفى به 261 ه / 874 م ، قصاريه ، پيروان حمدون قصار درگذشتهء 271 ه / 884 م در نيشابور ، و سهليه ، پيروان سهل بن عبد الله متوفى به 283 ه / 896 م . بدين فرقه‌ها با در نظر گرفتن تمام خصوصياتشان ، نمىتوان نام طريقت اطلاق كرد . ولى مسلم است كه هر صوفى وابسته به يكى از اين طريقتها در تصوف داراى شخصيتى و رفتارى مشخص است و به همين دليل هريك از اين فرقه‌ها با فرقهء ديگر اختلافاتى دارد . در اين عصر بين اهل تصوف كه مخصوصا در عراق ، سوريه ، مصر و خراسان تمركز داشتند ، سه شاخه مىتوان مشخص كرد كه تفاوتهاى بارزى با همديگر داشتند : صوفيان ، ملامتيان و فتيان . صوفيان ، در عراق و سوريه جايگزين شده بودند . بدين گروه در برابر ملامتيان خراسان " عراقيان " مىگفتند . و اهل ملامت را كه در خراسان نشئت يافته و از آن ديار به گوشه و كنار پراكنده شده بودند ، ملامتيه يا اهل خراسان مىناميدند . صوفيانى كه بعدها در آناطولى به نام " واصلان خراسان " يا " صوفيان خراسان " ناميده مىشدند ، از اين گروه بودند . اگر دربارهء صوفىاى مىگفتند كه