عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )
13
مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )
اما دربارهء بعضى از قسمتهاى كتاب و پارهاى عبارات و پاراگرافهاى آن و همچنين در مورد ترجمه چند نكته را در اينجا بايد متذكر شد : اولا : از طرف مؤلف محترم مطالبى دربارهء تشيع و تاريخ و جهانبينى آن عنوان شده كه اگرچه گردى بر چهرهء اين مذهب انسانساز نمىافشاند ، ولى چنان مىنمايد كه مؤلف تحت تاثير منابع دست دوم قرار گرفته است . براى آنكه حق مؤلف را ادا كرده باشيم ، اضافه مىكنيم كه مؤلف گرانمايه در طول ساليان متمادى در نحوهء جهانبينى خويش تغييرات عمدهاى دادهاند و چنان كه شخصا استنباط كردهام از چند تن از دوستان نزديك ايشان شنيدهام ، استاد به تشيع و بزرگان آن احترام عميقى قائلند و از آنجايى كه در ايام سوگوارى ماه محرم و اعياد اسلامى در مسجد شيعيان استانبول شركت مىكنند ، احتمالا به مذهب جعفرى درآمدهاند . تاليفات اخير و ترجمههاى ايشان در اين باب شاهد صدق توانند بود . چنان كه ايشان نهج البلاغه مولاى متقيان را به تركى ترجمه و شرح كردهاند و آخرين اثر چاپشدهء ايشان دربارهء تشيع و تاريخ آن است . ثانيا : دربارهء زن و حجاب مؤلف بينش اسلامى واقعى را گويا در نظر داشته و حجاب را محصور ساختن زن در چهار ديوارى حرم ! تلقى نكردهاند . اگر زندگى شيرزنان صدر اسلام مد نظر قرار گيرد ، شايد حق به جانب مؤلف باشد . چون مترجم در اين باب نظر مولانا جلال الدين رومى و استاد عبد الباقى را اسلامى و مترقى مىداند ، به توضيحى ديگر در اينباره نيازى نمىبيند . ثالثا : شايد در ضبط اسامى اشكالات املايى به نظر خوانندگان برسد ، چنان كه مثلا : سماونه زادگاه بدر الدين پسر قاضى سماونه را در منابع مختلف جغرافيايى اسلامى به صورتهاى : صماونه ، صيماونه يا صيماونا بيابند . يا شرف الدين يالتقايا به صورت يالتكايا در ماخذى ضبط شده باشد . در اينگونه موارد مترجم به منابع مشهور اسلامى و قاموس الاعلم شمس الدين سامى استناد جسته است . رابعا : در اسامى كتب ، نامى از طرف مترجم برگزيده شده كه مؤلف انتخاب كرده است . مثلا : مثنوى بهاء الدين ولد پسر مولانا را مؤلف با نام : ابتدانامه ذكر كرده بود ، ما نيز او وى پيروى كرديم و آن را به نام ولدنامه كه مرحوم استاد جلال الدين همايى بدان نام چاپ كرده ، نياورديم . خامسا : بر آن كوشيديم كه عبارات و اشعار منقول از منابع فارسى و عربى را به نسخهاى چاپى و مستند ارجاع دهيم تا كار خوانندگان فارسى زبان را آسانتر