عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

170

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

پيش از بيان اين مبحث نكتهء ديگرى را هم بايد بگويم : اگرچه در قبال عظمت واقعى مولانا ، هيچيك از بزرگان طريقت مولويه ، در صدد انشعاب طريقت جديدى برنيامده‌اند ، ولى چنان كه مفصلا در : Mevlana , dan sonra Medevilik « 1 » گفته‌ايم : در تاريخ اين طريقت غلات شيعه و مولويانى كه از شور و جذبهء مولانا بىخبر بوده‌اند ، تعبيرهاى : " شاخه شمس " و " شاخه ولد " را به زبانها انداخته‌اند . آن دسته از مولويان كه آيين علويان « 2 » را پذيرفته و با بكتاشيان به توافق رسيده بوده‌اند ، براى مولانا هم حال و هواى علويان قائل شده‌اند و به خود " شاخهء شمس " نام نهاده‌اند . دستهء ديگر از فرقهء مولوى كه زهد افراطى داشتند ، " شاخهء ولد " ناميده شده‌اند و بدين نحو به سلطان ولد تهمت انشعاب زده‌اند . شاخهء شمس كه از علويان مفرط بودند ، اشعار سست و مبتذلى را كه تعدادى از آنها تركى است و هيچ‌كدام از مولانا نيست ، جمع‌آورى كرده‌اند و با تخلص‌هايى نظير : مولانا ، ملا ، جلال و رومى كه مولانا هيچ‌گاه به كار نبرده ، با بعضى از اشعار ديوان مولانا درآميخته‌اند و در برابر " ديوان كبير " ، " ديوان صغير " ساخته و پنداشته‌اند كه اين ديوان حاوى اسرار آثار مولاناست . لازم به تذكر است كه اينان جلد هفتم مثنوى را كه از مولانا نيست ، به‌عنوان لباب و خلاصهء مثنوى پذيرفته‌اند . آثار شمس : اثر منحصر به فردى كه سخنان شمس را در بر مىگيرد " مقالات " است . در مقدمهء كتاب حاضر در فصلى تحت عنوان : " منابع مربوط به مولانا و طريقت

--> ( 1 ) مولويه بعد از مولانا ، مترجم اين كتاب ترجمهء كتاب فوق را آغاز كرده است و به اميد خدا قريبا به چاپ آن اقدام خواهد كرد . ( 2 ) بار ديگر توضيح در اين‌باره را ضرورى مىدانيم كه علوى از باب توسع در تركيه براى علىاللهيان هم اطلاق مىشود ، جدا كردن دو مفهوم : پيرو على ( ع ) و على اللهى در زبان تركى كار آسانى نيست . ولى چنان كه از متن كتاب هم برمىآيد مؤلف اين كلمه را بيشتر دربارهء علىاللهيان كه از غلات شيعه بوده‌اند و از نظر معتقدات با شيعيان راستين على ( ع ) تشابهى ندارند ، به كار برده است - مترجم .