عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )
122
مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )
كرده است « 1 » . قبلا گفتيم كه از سخنان شمس در مقالات چنين استنباط مىشود كه از روزى كه وى از تبريز خارج شد ، تا روزى كه با مولانا ديدار كرد ، مجذوب هيچيك از مشايخ و بزرگان طرايق نگشت و با هر شيخى كه روبرو شد ، خود را بالاتر از او ديد . باز از مقالات برمىآيد كه او مدتى مديد در شام و حلب اقامت داشته است . نزول شمس به قونيه در مقالات با عبارات زير قيد شده است : " قدوم م ( مولانا ) شمس الدين تبريزى - خلد الله بركته - بامداد روز شنبه بيست و ششم جمادى الآخره سنه اثنى و اربعين و ستمائة " « 2 » افلاكى همين قول را عينا آورده است « 3 » . ترديدى نيست كه تاريخ فوق يا به وسيلهء مولانا و يا به دستور او نوشته شده است . مولانا هنگام ملاقات با شمس نزديك پنجاه سال داشت « 4 » ولى از مدت عمر شمس اطلاع دقيقى در دست نيست . اما او از فخر الدين درگذشته 607 ه / 1210 م چنان سخن مىگويد كه گويى زمان او را دريافته است و نيز با اوحد الدين درگذشتهء 635 ه / 1237 م در بغداد ملاقاتى داشته است و با محيى الدين عربى متوفى به 666 ه / 1267 م در شام ديدار به عمل آورده است همچنين اگر نوشتهء نفحات الانس را دربارهء مصاحبتى كه به دستور بهاء الدين زكريا درگذشتهء 666 ه / 1267 م با فخر الدين عراقى از ياران بابا كمال داشته است ، صحيح تلقى كنيم و گذشته از همهء اينها اگر اين نكته را مد نظر قرار دهيم كه شمس آراى مشايخ نامبرده را به محك انتقاد مىزده است و به ارشاد آنان
--> ( 1 ) مناقب العارفين ، ج 2 ، ص 683 ( 2 ) مقالات عماد ، ص 84 : آقاى دكتر موحد تاريخ ورود شمس به قونيه را مطابق هر سه نسخهء مقالات در صفحهء 68 نقل كردهاند - مترجم . ( 3 ) مناقب العارفين ، ج 2 ، ص 618 ( 4 ) اين حدس با توجه به تاريخ ولادت مولانا - بنا بر مشهور 604 ه - درست درنمىآيد ، مگر آنكه تاريخ تولد وى را - چنان كه مؤلف بر اين عقيده است - چند سال قبل از تاريخ فوق بدانيم : A . Go ? lpinarli : Mevlana S ? ema - i Tabrizi ile altmis iki Yas ? inda buluStu , S ? arkiyat Mec . , III , s . 156 - 161 .