السيد محمد حسين الطهراني
36
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الالباب
در اين حال سالك از وادى هجران بيرون رفته و در درياى لا يتناهى مشاهدهء ذات ربوبى مستغرق خواهد گرديد . مخفى نماند كه سير و سلوك سالك منافاتى با بود و هستى در عالم مادّه ندارد و بساط كثرت خارجيّه به حال خود باقى خواهد بود ، و سالك در عين كثرت در وحدت است . بعضى فرمودهاند : مدّت سى سال در ميان مردم بودم و اينان گمان مىكردند كه من با ايشان مراوده دارم و با ايشان معاشرم و حال آنكه در اين مدّت من بجز خدا كسى را نديده و نشناختم . اين حال بسيار مهمّ و حائز اهميّت است چه در ابتداى امر اين حال ممكن است فقط در يك لحظه پديد آيد ولى كمكم شدّت مىيابد و به طول ده دقيقه يا بيشتر و سپس يك ساعت يا بيشتر و بعدا به عنايات الهيّه ممكن است از حال گذشته و مقام گردد . اين حال را در لسان اخبار و بزرگان بقاء به معبود نامند . و به اين مرتبه از كمال نتوان رسيد مگر پس از حصول فناء كلّى از هستى موجودات در ذات حضرت احديّت . در اين حال سالك چيزى را نمىبيند مگر ذات قدس الهى . نوشتهاند : « از يكى از مجذوبين كه به نام بابا فرج الله مجذوب بوده و جذبهء الهيّه دامنگيرش شده بود سؤال كردند كه دنيا را براى ما توصيف كن . در پاسخ گفت : از آن وقت كه من