سيد جلال الدين آشتيانى

937

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

بنى امية و بنى المغيرة » . بعضى از اصحاب نقل كرده‌اند ، حضرت رسول سه مرتبه فرمود : « ويل لبنى امية » . حاكم از ابو برزهء اسلمى نقل كرده است ، كه رسول اللّه فرمود : « ابغض الاحياء بنو امية و بنو حنيفه و بنو ثقيف » . به همين لحاظ ، معاويه را حضرت رسول نفرين كرد ، و مبغوض رسول اللّه بود . رئيس همين بنى اميه كه معاويه باشد ، مورد حمايت ابن خطاب بود . بمناسبت صدور اين اخبار ، حضرت امير يك دقيقه هم او را ابقا نفرمود . سيوطى و ابو حاتم و بيهقى و ابن مردويه و ابن عساكر از جمعى از صحابه نقل كرده‌اند ، كه پيغمبر ! « رأى بنى فلان ينزون على منبره نزو القردة فساءه ذلك ، فما استجمع ضاحكا حتى مات » . باز از حضرت رسول نقل شده است : « رأيت بنى امية على منابر الارض » . بنى امية به شجرهء ملعونه نيز تفسير شده‌اند . سيوطى در ( درّ المنثور ) نقل كرده است كه عايشه بمروان گفت : « رسول اللّه يقول لابيك و جدّك : انكم الشجرة الملعونة في القرآن » بنا به گفتهء ام المؤمنين عثمان داخل همين شجره مىباشد . عمر از معاويه به « كسرى العجم » تعبير كرده است . اين بود كيفيت شمه‌اى از فتن بعد فوت النبى « ص » . آنچه در مثالب بنى اميه از حضرت رسول نقل شد ، در ماخذ و مدارك معتبرهء علما و محدثان و اعلام عامه موجود است . از حضرت رسول در مثالب بنى اميه روايات زياد نقل شده است كه ما به چند روايت اكتفا كرديم . اين روايات از نظر اهل سنت و جماعت قطعا گذشته است ، مع‌ذلك افرادى نظير غزالى و جماعتى از فقهاى شافعيه معاويه را كه منشأ آن همه جنايات شد ، از كبار صحابه مىدانند ، و يزيد قمار باز جلف جافى را از جملهء مؤمنين مىشمارند ، و بر وعاظ ، ذكر روايات مقتل حضرت حسن و امام حسين را تحريم نموده‌اند ، و تأكيد كرده‌اند كه : تشاجر و مخاصماتى كه بين صحابه واقع شده است نقل نكنند . مثل اينكه حضرت على به تبعيت از پيغمبر ، معاويه و عمر و عاص را لعن كرد و ام المؤمنين عايشه بارها فرمود : « لعن اللّه نعثلا ( عثمان ) اقتلوا نعثلا » و خود بعد از قتل عثمان بدست صحابه ، به خون‌خواهى عثمان قيام نمود . علت اين منع را چنين بيان كرده‌اند : « فانه يهيج على بغض الصحابة بالطعن فيهم و هم اعلام الدين » . اگر افرادى نظير