سيد جلال الدين آشتيانى

936

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

به حافظه خود نسپرده بوده است ، صلاحيت از براى تصدى امر خلافت نداشته است . مثل اينكه جمله : « حسبنا كتاب اللّه » ، مفهم معناى ديگرى هم هست . گويا صحبت ، تمسك به غير كتاب كه عترت باشد در بين بوده است ، و اين رند اين معنى را خواسته است از اذهان خارج كند . لذا گفت پيغمبر نمرده است هر كه بگويد او مرده است با اين گردن او را مىزنم . در شرح نهج البلاغه از حضرت رسول ، حديث ثقلين به چندين مضمون نقل شده است : « انى تارك فيكم الثقلين » او « خليفتين » . در صدر چند حديث اين عبارت نيز موجود است كه حضرت فرموده است : « يوشك أن يأتينى رسول ربى فاجيب كانى دعيت فاجيب » . معلوم مىشود كه حضرت رسول علم داشته است كه بعد از او اختلافاتى رخ خواهد داد ، و مردم گمراه مىشوند چون صدور اين احاديث از حضرت رسول قطعى است . اختلافات و افتراقات و اضلال امت و انحطاط اسلام و گمراهى مسلمانها ، معلول عدم تمسك به عترت است . ( صواعق ابن حجر ، جلد 5 ، ص 158 ، 186 ، 182 ، 189 . مسند احمد ، ج 4 ، ص 367 . دلائل الصدق ، جلد دوم ، 1372 ه ق ، ص 308 ، 309 ) . از اين احاديث ، لزوم تمسك باهل بيت كه سر سلسلهء آنها شاه مردان على « ع » است مفهوم مىشود ، « 1 » و بقاء فردى از افراد عترت الى قيام قيامت نيز ظاهر مىگردد . حضرت رسول از پيدايش بنى اميه كه بنيان‌گذار اين شجره ملعونه بحسب باطن ، عمر و بحسب ظاهر عثمان است ، خبر داده است : « لكل شيء آفة و آفة هذا الدين بنو امية » . از حضرت امير ( كنز الاعمال جلد 6 ، ص 91 ، مستدرك حاكم ج 4 ) . « لكل امة آفة و آفة هذا الدين بنو امية » نقل شده است . « الا لعن اللّه الا فجرين من قريش ،

--> ( 1 ) . زنى از زنان بزرگ عرب ام سنان ، بنا بنقل « ابن حيدريه » بعد از ملاقات معاويه عليه الهاويه ، و شكايت از ظلم و تعدى او بر اهل اسلام ، بعد از شهادت شاه مردان على عليه السلام در مصيبت و رثاء آن حضرت اين چند شعر را سروده و در محضر معاويه قرائت كرده است : قد كنت بعد محمد خلفا لنا * أوصى اليك بنا و كنت وفيا و اليوم لا خلف نأمل بعده * هيهات نأمل بعده انسيا