سيد جلال الدين آشتيانى
889
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
بيان حقيقت ولايت از براى هر يك از نبوّت و ولايت دو اعتبار است : لحاظ اطلاق و ملاحظهء تقييد ، كه از آن بولايت و نبوّت عام و خاص تعبير نمودهاند . نبوت عامه و مطلقه ، نبوتى است كه از ازل براى حقيقت محمديه در حضرت واحديت و مقام اتحاد آن حقيقت با اسم اعظم حاصل بوده است . اين نبوت و انباء ، كه متحد با اصل ولايت آن حضرت است تا ابد باقى است ، و انقطاع ندارد . آن حقيقت ، على الدّوام واسطهء در ظهور و اظهار و انباء است . لسان اين مقام و مرتبه : « كنت نبيا و آدم بين الماء و الطين » است « 1 » . نبىّ باعتبار اين مقام ، چون مبدا ظهور اعيان و اسماء در مقام واحديت است ، مطلع از استعدادات جميع موجودات و ذوات و اعيان است ، و هر ذى حقى را كه بلسان ذات ، طالب وجود و نيل بدرجات و كمالات وجودى است ، بكمالات لايقهء خود مىرساند . اين انباء و هدايت و ولايت بحسب تكوين و تشريع هر دو ثابت است ، و بر طبق استعداد خلايق در هر عصرى از اعصار جعل شرايع و سنن و احكام مىنمايد ، و از مشكاة انبياء من لدن آدم الى زمان خاتم جلوه مىنمايد ، و
--> ( 1 ) . رجوع شود به رساله « الولايه » ، تأليف استادنا العلامة المحقق ، آقا ميرزا احمد آشتيانى « ادام الله تعالى علوه و مجده » چاپ طهران ، 1368 ه ق ص 9 و 10 .