سيد جلال الدين آشتيانى

890

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

بعد از قطع نبوّت ، تشريع در مشكاة اولياء محمديين عليهم السلام متجلى است . اين حقيقت ، مطلع بر استعدادات جميع موجودات باعتبار ذات و ماهيات است و بانباء ذاتى و تعليم حقيقى ازلى ، هر صاحب حقى را بمقام خود مىرساند . صاحب اين مقام ، داراى مرتبهء خلافت اعظم است ، كه از آن بقطب الاقطاب و انسان حقيقى و آدم اول و قلم اعلى و روح اعظم تعبير كرده‌اند ، بلكه حقيقت انسان كامل ، در قوس صعود و نزول ، متحد با اسم اعظم است . بنا بر اين ، عقل اول و روح اعظم از ظهورات آن حقيقت كلى محسوب مىشود . باطن اين نبوّت ، ولايت مطلقه است . مقام ولايت مطلقه ، مقام حصول جميع كمالات وجودى و صفات كمالى ، و مجمع مظاهر و مراتب و فعليات و حصولات است . اين وجود جمعى كامل تمام محمدى ، فانى در حق و باقى به اوست . نبوّت مقيده ، عبارت از اخبار غيبى و الهى ناشى از معرفت ذات حق و شناسائى ، و علم به اسماء الهيه و حقايق اعيان ثابته است . حقيقت نبىّ به اين اعتبار ، به لحاظ تبليغ احكام و بيان معارف و اصلاح جامعهء بشرى و تعليم حقايق و قيام به سياست و دعوت مردم بمقام جمع وجود ، مشرّع و صاحب رسالت است . ولايت مقيده نيز همين حكم را دارد . ولىّ جميع مراتبى را كه نبىّ مبعوث ، واجد است ، دارا مىباشد ، با اين فرق كه معلومات و معارف او مأخوذ از همان مأخذى است كه نبىّ مرسل به آن اتصال دارد . بايد توجه داشت كه اتصال علم نبى بمخزن معارف مختص رسالت بنحو اصالت است ، ولى خليفهء تابع او بنحو تبعيت ، واجد مقام معارف مختصّ به رسالت است . هر يك از نبوت و ولايت ، باعتبار آنكه صفتى از صفات الهى است ، مطلق است . و باعتبار استناد به نبى و ولى مقيد است . مقيد ، قائم و متقوم بمطلق و مطلق ، مقوم مقيد است . سريان مطلق در مقيد ، سريانى مجهول الكنه و الحقيقة است . نبوت جميع انبياء و همچنين ولايت كافهء اولياء ، از جزئيات و فروع و ظهورات و تجليات نبوّت و ولايت مطلقهء محمديه است .