سيد جلال الدين آشتيانى
882
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
عبادات از دار غرور تجاوز نموده ، و چه بسا در اندك زمانى بمقام ولايت مىرسند . اگر اين قبيل از نفوس بواسطهء عدم مساعدت احوال و اوضاع بمقام شامخ ولايت نرسند ، از صلحا و مؤمنين و اهل فلاح و رستگارى بشمار مىروند و نسبتا صاحبان نفوس قويهاند . بعضى از نفوس مستعده و قويهء بحسب اصل فطرت شرير بالطبع ، و بحسب ذات متمايل بايجاد اعمال زشت و بد هستند ، و استعداد كامل از براى خونريزى و سفك دماء و ايجاد تحول در عالم وجود مىباشند . صاحبان نفوس قويه ، چه كسانى كه بالذات مستعد از براى منشأ نيت خيرات و چه كسانى كه استعداد تام از براى مبدئيت شرور دارند ، اگر اسباب و علل خارجيه و معدّات و علل و جهات مربوط به استيلاى بر عالم ملك و شهادت با آنها مساعدت نمايد ، و بموانع خارجى و جهات مناقض با تصميم آنها در استيلاى بر عالم ملك بر نخورند ؛ بر اهل عالم و صاحبان قدرت و نفوذ كلمه مستولى مىشوند ، و فرد شاخص زمان خود مىگردند ؛ و اسماء مربوط به تصرف نظام ملك و حاكم بر صاحبان قدرت در آنها تجلى مىنمايد ، و عالم ظاهر را تا مدت بقاء و دوام حكومت اسماء حاكم بر عالم شهادت ، كه در مجلاى وجود آنها متجلى است متصرف مىشوند . اگر اسباب استيلا و علل تصرف در عالم ملك با آنها مساعد نشود ، بهر امرى كه اشتغال داشته باشند ، تصرف آنها در آن امر و حكومت و اشتغال آنها بر حدود تصرفات خود بنحو تمام و كمال است . كامل مطلق حقتعالى است ، بلكه كمال اختصاص به او دارد . غير از حق هيچ موجودى كامل مطلق نيست ، چه آنكه هر ممكنى داراى حدّ وجودى و نقص ذاتى است . عين ثابت ممكن محو نمىشود . سيهروئى ز ممكن در دو عالم * جدا هرگز نشد ، و اللّه اعلم و لما كانت الولاية ، اكبر حيطة من النبوة ، و باطنا لها شملت الانبياء و الاولياء ، فالأنبياء ، اولياء ، فانين في الحق باقين به ، منبئين عن الغيب و اسراره بحسب اقتضاء الاسم الدهر ، انبائه و اظهاره في كل وقت و حين منه . و هذا المقام ايضا اختصاص الهى غير كسبى ، بل جميع المقامات اختصاصية