سيد جلال الدين آشتيانى
864
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
فيض و اتصال به حق و فناء در توحيد است . و نبوت ، جهت ظاهر و خلقى ؛ و انباء حقايق مستفاد از مقام ولايت است ، كه « الظاهر عنوان الباطن » . شريعت انبياء در كمال و حيطه و تماميت و سعه و اطلاق و تقييد و عموم و خصوص ، تابع مقام ولايت آنها است . هذا ما خطر ببالنا و حصل لنا في بيان شرح ما افاده المصنف ، العلّامة المحقق و العارف الكامل قده . * * * ولايت ، ( بمعنى قرب و محبوبيت و تصرف و ربوبيت و نيابت و غير اينها از معانى ) داراى مراتبى است مقول بتشكيك و داراى مراتب و مظاهر متعدد ، كه برخى از مراتب اوسع و اتمّ از مراتب ديگر است . باطن ذات ولايت ، كنز مخفى است . و بحسب ظهور داراى دواير متعددهاى است ، كه آن دواير متصف بشدّت و ضعف و كمال و نقصاند . ما در مباحث قبلى بيان كرديم كه حقيقت خلافت و ولايت باعتبار مقام غيبى غير متعين است ؛ نه متصف بصفتى است ؛ نه متصف به هيئتى از هيئات روحانى است ؛ و نه تعين دارد ؛ و نه حقيقت آن قابل درك
--> كيست مولى آنكه آزادت كند * بند رقيت ز پايت بر كند و گاهى بمعنى دوست استعمال نموده است : زين سبب پيغمبر با اجتهاد * نام خود و آن على مولى نهاد گفت هر كس را منم مولى و دوست * ابن عم من على ، مولاى اوست همين معنى را اراده كرده است . بنا بر هر دو معنى از حديث غدير ، خلافت و وصايت على عليه السلام ، اثبات مىشود ، كما هو الواضح عند المنصف . ولى مولوى عليهالرحمه ، بيشتر نظر به جهت اولويت در تصرف و منصب مربوط بجهات نبوت كه صورت مقام ولايت است ، داشته است ، چون على « ع » باتفاق محققان ، عالمترين شخص بعد از رسول بكتاب و سنت بوده است . لذا گفته است : چون به آزادى نبوت هادى است * مؤمنان را ز انبياء آزادى است اى گروه مؤمنان شادى كنيد * همچو سرو و سوسن آزادى كنيد ليك مىگوئيد هر دم شكر آب * بىزبان چون گلستان خوشخضاب بىزبان گويند سرو و سبزهزار * شكر آب و شكر عدل نوبهار