سيد جلال الدين آشتيانى
858
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
ما در طى شرح خود بر فصول سابق اين كتاب ، بيان كرديم كه نبوت مطلقهء حقيقيهء محمديه ، همان اظهار غيب مكنون وجود در مقام واحديت است كه بحسب استعدادات اعيان و حروف الهى مسطور در حضرت علميه است و باعتبار تعليم حقيقى و انباء ذاتى نبوت ، مقام ظهور ولايت و خلافت است . انباء و تعليم در هر نشئهيى ، مناسب با همان نشئه است . هر قومى داراى لسانى مخصوص به خود و نبى ، متكلم بكلمات مناسب با آن نشئه است . « وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ » . مرتبهء اول خلافت ، ظهور حقيقت محمديه در صورت فيض اقدس و تجلى ارفع و اعلاى الهى است . در واقع ، مبدا جميع نبوات و ولايات همين مقام است . ظهور در حقايق اعيان ثابته در مقام علم حق و حضرت واحديت ، همان تجلى حق است به صورت خلافت كليهء محمديه ، و انباء ازلى و تعليم حقيقى بعد از مقام بطون ذات ، معناى كلى انباء كه نتيجهء ظهور حقيقت محمديه است ؛ در جميع مراتب ثابت است . تعليم اسماء بآدم ابو البشر « ع » ، يكى از مصاديق انباء است . ما اين مطلب را مشروحا بيان كرديم . و سنذكر هذا الكلام على نحو آخر ، انشاءالله تعالى . انباء در عالم اسماء و صفات ، اظهار حقايق موجود در غيب ذات است بر اعيان ثابته و مرائى امكانيه در حضرت علميه بتوسط فيض اقدس . آنچه از فيض و وجود نصيب عوالم مىشود ، انعكاس تجلى و ظهور و جلوهء حقيقت محمديه است ، چه در عالم علم و واحديت ، و چه در مراتب خلقى از عقل اول تا موجودات عالم شهادت . به نظر تحقيق ، انباء و تعليم انبياء خلائق را در عالم ملك ، ثمرهء انباء حقيقى حضرت خاتميه است ، كه يكى از ثمرات آن حقايق صادر از انبياء و اولياء است . اينكه مصنف علامه گفت : « فاحتاج الامر الالهى الى مظهر حكم عدل يحكم بينها » و اينكه قبل از اين مطلب گفت : « حصل النزاع و التخاصم في الاعيان الخارجية . . . » . مناسبتر اين بود كه به اين نحو مطلب را تقرير مىكرد و وجود نبى را در جميع مراتب نظام وجود لازم مىدانست ، تا دائرهء ولايت كليهء آن حضرت را محدود بعالم خلق نمىنمود ، و انباء را منحصر بانباء از غيب در عالم