سيد جلال الدين آشتيانى
856
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
حقيقى به لحاظ ظهور در غير و تجلى در خارج ، محقق مىشود . وحدت ، لازمهء مقام بطون ، و كثرت ناشى از تجلى و ظهور است . مقام بطون ، وجود حق و مقام ظهور آن ، خلق است . با حفظ وحدت ، اصل مقام بطون و غيب وجود حق ، شامل حضرت ذات و مقام احديت و مقام واحديت و حضرت علميه و عالم اعيان ثابته است . با آنكه مقام احديت و واحديت ، خالى از كثرت نيست : « و يشمّ منهما رائحة الكثرة » . بنا بر اين ، حق داراى مقام باطنى است كه شامل وحدت حقيقيهاى كه شأن اصل وجود و غيب مطلق است و مقام واحديت و حضرت علميه و مقام اسماء و صفات مىشود ، و داراى مقام ظهورى است كه اول ظهور حق در ملابس اعيان به صورت عقل اول است . و هكذا متجلى در كسوت حقايق يكى بعد از ديگرى است تا برسد به هيولاى اولى و عالم شهادت مطلق . حق چون باسماء و صفات متعدد متجلى در اعيان است ، ناچار مقام خلق هميشه و بطور دائم ملازم با كثرات ، بلكه عين كثرات است ، كه بواسطهء تجلى وجود واحد ، اين كثرات و تعينات خلقى ، عارض بر وجود مىگردد ؛ « من و تو عارض ذات وجوديم » . بنا بر اين ، ظاهر ، از كثرت خالى نيست . وحدت حقيقى ، شأن مقام غيب وجود است . حقايق اعيان ثابتهء مستقر در علم حق ، بحسب باطن ، طالب مظهريت اسماء حق ، و اسماء الهيه ، طالب مظهرى هستند كه در آن شئون خود را ظاهر نمايند ، و قامت خويش را در ملابس ماهيات و اعيان ثابته شهود نمايند . هر اسمى مقتضى مظهرى خاص ، و هر مظهرى طالب اسمى مخصوص است . حقايق اسماء و صفات در حضرت علمى ، داراى صورتى هستند كه از آن تعبير به عين ثابت مىنمايند . از استدعاى اعيان و اسماء و ظهور هر اسمى در مظهرى مخصوص كثرات خارجى ، ظاهر مىشوند . پس منشأ كثرت مقام ظاهر وجود است . حق از ناحيهء تجليات اسمائى ، علت كثرات خارجى است ، و اسماء متعدد حق ، منشأ ظهور تعين اعيان متعددهاند . تعدد اعيان ، نيز ملازم با كثرت اسمائى و صفاتى است . بنا بر اين ، منشأ حصول كثرت باصطلاح اهل عرفان ، كثرت و تعدد اسماء و صفات حق است .