سيد جلال الدين آشتيانى
82
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
محمدين يكى بعد از ديگرى متجلى است تا بوجود خاتم الاولياء ختم شود و قيامت كبرى ظاهر گردد . قيصرى اين فصل را به « تنبيه » نافعى در بيان مظاهر جنت و نار در عوالم و نحوهء خروج آدم « ع » از بهشت و بيان وجود چنين بهشتى و ذكر اين معنى كه بهشتى كه ابونا آدم از آن خارج شد بهشت نزولى است ، نه جنت صعودى . در اين تنبيه ، وجوه فرق بين قيامت صغرى و كبرى را بيان نموده است و برخى از آيات ناظر به وقوع قيامت را نيز ذكر كرده است . قيصرى ، چون قصد اختصار در تحرير و تأليف اين مقدمه را داشته است . اين مقدمه مطالب قابل شرح و مبهم زياد دارد ، از جملهء همين فصل ، ما بواسطهء بيان مقدمات و ذكر برخى از مباحث ، مرتبط به اين مبحث رفع ابهام و اشكال از مبهمات و مشكلات آن نموديم . فصل دهم : اين مقدمه در بيان حقيقت روح اعظم و مراتب اسماء و صفات آن در عالم انسانى و بيان آنكه روح اعظم ، همان حقيقت انسانى متعين در حضرت علميه است . و اين حقيقت ، مظهر حق از جهت ربوبيت است و باعتبار جهت ارتباط به حق و انغمار در وجود مطلق و تعين در واحديت و فناء در احديت وجود ، قابل ادراك نيست . نه صاحبان عقول و ارباب نظر حقيقت آن را درك مىكنند نه اهل شهود مىتوانند در آن مقام قدم بگذارند . اين حقيقت در مقام ظهور در حقايق تجلى دارد و باعتبار تجلى در حقايق ، مشهود جميع موجوداتست . از شأن اين حقيقت ، تجلى در عالم كبير و ظهور در عالم صغير است . قيصرى در اين فصل ، مراتب وجودى انسان را بيان كرده است و به مناسبت الفاظى را كه بنفس ناطقه باعتبار ظهورات مختلفه و احكام متعدده اطلاق مىشود ، ذكر نموده و بياناتى شيوا در سرّ سعهء قلب مؤمن ، و وجه تسميهء آن را بعرش رحمان بر طبق مسلك اهل اللّه ذكر نموده است ، و همچنين متعرض نحوهء مظهريت بدن را نسبت بنفس و تجلى و ظهور نفس را در بدن و كيفيت ارتباط اين دو و نحوهء عينيت روح با بدن و جهات مغايرت آنها را با يكديگر بيان نموده است .