سيد جلال الدين آشتيانى
83
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
فصل ديگر اين مقدمه ، متكفل بيان معاد ارواح و كيفيت رجوع موجودات بمقام باطن وجود و مرتبهء احديت حق مطلق است . قيصرى بر طبق آيات و اخبار ، قيام قيامت صغرى را ملازم با تلاشى عالم وجود مىداند و عقيده دارد در مقام ظهور قيامت و تجلى حق به اسم قهار ، حجب بين حق و خلق مرتفع مىشود . حقايق موجودات ، خود را فانى در احديت وجود مىبينند . بعد از بيان نحوهء ظهور قيامت و انطفاء نور اجسام ، اقسام فناء را ذكر كرده است . و بين فناء علمى حاصل از براى ارباب نظر و فناء حالى مختص باهل شهود ، فرق گذاشته است . « 1 » ما در اين فصل ، مطالب زيادى علاوه بر تشريح دقايق كلمات قيصرى و ساير اعلام ذكر كردهايم و معتقديم كه مطالب موجود در اين شرح ، اهل تحقيق را مستغنى از رجوع بكتب متعدد مىنمايد . فصل دوازدهم : اين فصل متكفل بيان حقيقت نبوت و ولايت است . محقق قيصرى نبوت و ولايت را بر طبق عقيده اهل اللّه ، معلول حكومت اسماء الهيه مىداند . حقيقت محمديه را مظهر اسم الله و اسم اعظم و حاكم بر جميع مظاهر دانسته و معتقد است كه ولايت چون از اسماء حق و يا مشتق از ولى است ، منقطع نمىشود . انقطاع ولايت ملازم است باد ثور و فناء و اضمحلال و تلاشى عالم خلق . بطور مختصر ولايت و نبوت را تقسيم به اقسامى نموده است . نگارنده در ضمن تنبيهات و فصول متعدد در اين مسئله مفصل بحث كردهام و اثبات نمودهام كه خاتم ولايت محمديه ، مهدى « ع » موعود در آخر زمان است و ولايت به مقتضاى اخبار متواتره و صريحه از حضرت ختمى ، منتقل به عترت طاهرين او شده است ، و دوازده ولى يكى بعد از ديگرى بمقام ولايت كليه و مطلقه و خاصه رسيدهاند . و هر
--> ( 1 ) . شيخ اشراق با آنكه خود از اعاظم اهل كشف و مؤسس طريقهء اشراق دو دورهء اسلاميه است بين فناء علمى و فناء كمل از اولياء ( بحسب ذات و عين ) در احديت وجود خلط كرده است . رجوع شود به شرح حكمت اشراق ط 1314 ه ق ص 505 ، 506 و تعليقات ملا صدرا بر اين كتاب .