سيد جلال الدين آشتيانى

819

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

ماديات ، تنزلات مجردات و مجردات مرتبهء اعلى و اتم ماديات ، و روح و جان داثرات و انيّات جايزاتند . ماديات ، تنزلات همان مجرداتند ، و بعد از استكمالات ، متحد با اصل خود مىشوند . لذا از معلم حكمت وارد شده است : « ان هذه الحسائس ، عقول ضعيفة و تلك العقول حسايس قوية » . چرخ با اين اختران نغز ، خوش زيباستى * صورتى در زير دارد ، آنچه در بالاستى صورت زيرين اگر با نردبان معرفت * بررود بالا همان با اصل خود يكتاستى اين سخن را در نيابد ، هيچ فهم ظاهرى * گرچه بو نصرستى و گر بو على سيناستى بنا بر اين ، نفس در دو موطن با بدن و قواى مربوط به آن از قبيل احساس « لمس و شمّ و ذوق و ابصار . . . » متحد است . بلكه با قواى مربوط بغيب خود از قبيل تخيل و توهم و مبادى آنها متحد است . اتحاد در مقام فعل ، حاكى از اتحاد و وحدت در مقام باطن وجود و ذات است . حقيقت وجود نيز در دو موطن با حقايق وجودى متحد است ، بلكه در سه موطن با حقايق اتحاد دارد : يكى اتحاد در موطن و مقام احديت وجود ، كه جميع حقايق در اين مقام ، مستهلك بوجود جمعى قرآنى و كينونت ربوبى است . اتحاد دوم اتحاد در مقام اسماء و صفات است ، كه حق بظهور فيض اقدس ، ظاهر در جميع اسماء و صفات و صور اسماء و صفات كه اعيان ثابته است ، متجلى مىباشد . اين مقام و مرتبه ، خارج از حيطهء وجود خاص حق نيست ، چون مقام خلق ، مرتبهء متأخر از عالم واحديت است . اين مقام ، موطن علم تفصيلى حق بجميع حقايق از كليات و جزئيات و لوازم و اعراض و اضافات است . و آنچه كه صلاحيت از براى معلوميت دارد به تبع وجود حق موجود است . حقايق در اين مقام ، همان حروف عاليات مىباشند . « 1 »

--> ( 1 ) . كنا حروفا عاليات لم نقل * متعلقات في ذرى اعلى القلل -